دانلود رمان به سادگیم بخند | F.k

به سادگیم بخند | F.k

نام رمان: به سادگیم بخند

-_جلد اول_-

نویسنده: F.k

ژانر: اجتماعی – طنز – عاشقانه

خلاصه رمان به سادگیم بخند:

این داستان در مورد یک دختر شاد و سرحاله که ازدواج می کنه و متوجه رفتار های عجیب همسرش می شه. کم کم متوجه می شه همسرش عاشق زن دیگریه و این ازدواج فقط نمایشی برای جلب رضایت پدرش بوده.
این دختر تمام تلاشش رو می کنه تا زندگی و همسرش رو نگه داره اما…

 

مقدمه رمان به سادگیم بخند:

شاهزاده خانم هم که باشی؛ جایت اینجا نیست!
توی این مدت هم اگر بازیچه بودی؛ غمگین مباش…
من هم عروسکی بودم که حال دور ریخته شدم.
امّا به عشق ابدی رسیدم…
این که دیگر ، بر خلافش حرفی نگویم.
کنارش بمانم تا ابد…
حتی اگر کنیزکی باشم بی مصرف!
حتی اگر عاشقم نباشد و حسش فقط نفرت باشد.
من عاشقش می مانم!
تا ابد…
ولی اگر مرا به خــ ـیانـت بفروشد…
با ه*و*س عوض کند…
کنارت خانه ای اجاره میکنم…
و تخت در قبرستان می خوابم!
آن هم تا ابد…
††††
گاهی اوقات، خودت رو تسلیم یه احساس می کنی!
یه احساس ناب…
ولی نمی دونی اشتباهاتت کجاست، کجاست که اینقدر زود، همه چیز رو بهش؛ می بازی.
اما، گاهی می دونی، حاضری همه چیز تو بدی،
ولی یه لحظه کنارش باشی…
همراه با یه حس خوب!
ولی خیلی کوتاه،
همه چیزو می بازی تا درکش کنی، عاشقش باشی…

قسمتی از رمان به سادگیم بخند :

در خونه رو اروم باز کردم. صدای موزیک بلندی، توی سالن به گوش می رسید. کلید رو، روی اپن گذاشتمو وارد سالن شدم. اما هیچ کس اون جا نبود.
آهنگ شروع کرد به خوندن:
-هیس دیگه حست نیست
دیگه نیستم پیشت
دیگه چشمم خیسه
دنبال نفس، اطراف نگاه کردم، اما خونه خالی تر از همیشه بود:
-هیس دیگه فرصت نداریم
می دونم دوستم نداری
وقتشه بری دیگه
رفتم سمت ضبط تا خاموشش کنم. همین که خم شدم تا دکمشو بزنم، برگه ای باطله نظرمو جلب کرد:
-چی داشتی بجز یه مشت دروغ
نکنه می گی این کار درستی بود
کارات راحت دلمو واسه اینو اون سوزوند
روی زمین نشستمو کاغذ رو توی دستم گرفتم. دست آزادم رو دراز کردم تا ضبط رو خاموس کنم. نگاهم رو معطوف برگه ای که از دفتر سیمی کنده شده بود و خطای آبی رنگی داشت، کردم:
خط ظریف و خوش نفس، باعث شد که زود تر نامه رو بخونم:
«_سلام،
نمی دونم کنار سلام چی خطابت کنم؟!
بگم همسرم؟‌عشقم؟‌ یا کسی که فقط با زندگیم بازی کرد؟! …»
کمی مکث کردم. سعی کردم صبح رو به یاد بیارم. صورتش گرفته و تو هم رفته بود:
«- اول اینو بگم، هر کاری با من و بچم کردی؛ بخشیدمت. مهم نیست که بازیچه بودم. من کنار تو یه حس ناب رو لمس کردم.
حسی که فقط منو به نابودی کشوند.
همون روزای اول، همون شب عروسی؛ همه چیز رو فهمیدم. شاید بهتره بگم بیشتر شک کردم اما الان همه چیز به یقین تبدیل شده.
من مراد و باب دلت نبودم! اما کم هم نبودم.
سعی می کردم تو و زندگیمون رو، حفظ کنم!
ولی خیلی ساده به نظر میومدم. …»
برگه داشت توی دستم مچاله می شد. حس عجیبی داشتم، نه ناراحت نه خوشحال.
« -شاید بعد از تو نتونم زندگی ای برای خودم و بچم تشکیل بدم و مقصرش تویی. من بخشیدمت؛ اما وقتی پسرم بزرگ بشه، نمی دونم تو رو می بخشه یا نه. ولی این رو بدون؛ من هر چقدر ساده بودم، هر چقدر تو به این سادگی خندیدی؛ هر چقدر هم احمق بودم و همه چیمو دادم تا پسرمو داشته باشم، هر بلایی که سرم اوردی، به دل نگرفتم. و تو، باز به سادگیم بخند! چون خنده هاتو، دوست دارم. …»
نفس ساده بود! راحت می شد خندونش! اما چرا؟! چرا تا حالا به این مسئله فکر نکرده بودم؟
«- از همون روز اول سعی کردم فراموشت کنم! اما نشد. شاید این دوری، بتونه!
نمی دونم خانواده هامون تا کی از طلاقمون خبر دار نمیشن؛ هیچی از نقشه هات نمی دونم.
فقط برات آرزوی خوشبختی دارم!
نفس»
برگه کاملا مچاله شد. دلم می خواست هر چی که دور و برم بود رو بشکونم اما چرا اینقد دیر؟


در سوپر گروه تلگرمی رمان دانلود عضو بشید
برای عضویت کلیک کنید

چنانچه نویسنده ای راضی به انتشار رمان خود در سایت رمان دانلود نیستند از طریق تماس با ما اطلاع دهند تا رمان مورد نظر برداشته شود

نرم افزار های مورد نیاز

– فايل jar براي موبايل هايي با سيستم عامل جاوا , فايل apk براي موبايل و تبلت هايي با سيستم عامل اندرويد , فايل epub براي موبايل و ايپد با سيستم عامل آيفون ios و موبايل و تبلت با سيستم عامل اندرويد – باز شدن epub در اندروید در صورتي که برنامه ي moon reader يا jbook در گوشي و تبلت خود نصب کرده باشيد – فايل pdf براي کامپيوتر و گوشي و تبلتهايي که برنامه ي adobe reader در آن نصب شده باشد – فايل با پسوند زيپ zip بايد استخراج شود تا رمان مورد نظر بدست ايد با برنامه winrara در اندروید و کامپيوتر استخراج صورت ميگيرد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *