نام رمان: موسیقی ممنوع

نویسنده:صدف,فولاد,دنیا

ژانر:عاشقانه

درخواستی کاربران

خلاصه:

دختری هم نسل ما؛ دختری از جنس ما؛ دختری که مثل همه ی ما پر از آرزو های رنگینه، اما یکی از اون آرزو هاست که این داستان رو رقم می زنه… موسیقی…. لفظی که زندگیِ این دختر رو به بازی می گیره!…

صفحه ی اول رمان:

– آخ جون! اصلا فکرشم نمی کردم!

لبخند مهربونی زد و گفت:

– تازه کجاش و دیدی؟ بیا عزیزم. این یکی هم هست!

نگاهی به جعبه ی توی دستش کردم. وای باورم نمی شد! در جعبه رو با کردم. مارکش اَپل بود. جیغ زدم:

– وای! سپهر!

اخم کرد و گفت:

– سپهر کیه؟

خندیدم و گفتم:

– همون باباییه دیگه! چه فرقی داره؟

بقلم کرد و توی هوا تابم داد.خندیدم و گفتم:

– بذارم زمین دیگه! وای مامان الان میفتم!

به گوشی آیفون و لپ تاب اپل نگاه کردم که عمو آرش گفت:

– اینم از کادوی ما!

و جعبه ی کادو شده ی کوچیکی به دستم داد. لبخندی زدم و گفتم:

– مرسی.