دانلود رمان کوتاه تابستان لاکچری | پریا قاسمی

تابستان لاکچری| پریا قاسمی

نام رمان: #تابستان_لاکچری

نویسنده: #پریا قاسمی
ژانر: #عاشقانه #طنز#اجتماعی

خلاصه رمان تابستان لاکچری:

ساحل، دخترک شانزده ساله که از بهر شیطنت جوانی‌اش خشم خانواده را دامان گیر خودش می‌کند،

آنچنان که تنبیهی به جز فرستادن دخترکمان به پیش عمه پیر پدرش در روستایی دور دست از نواحی

شمال کشورمان چاره جوی نیست و بدین سان اتفاق‌هایی در آن روستا رخ می‌دهد، اتفاق‌هایى عجیب

که سر چشمه از جنگل آن منطقه دارد که صد البته خواندش خالی از لطف نیست .​

(بیشتر…)

دانلود رمان قصه دلدادگی | پریسا اسدی

قصه دلدادگی | پریسا اسدی

نام رمان: #قصه_دلدادگی

نویسنده: #پریسا اسدی
ژانر: #طنز #عاشقانه#پلیسی

خلاصه رمان قصه دلدادگی:

داستان درباره دختریه که به دلایلی مجبور میشه به خونه خاله دامادشون بره و از قضا نوه خاله دامادشون هم برای کاری از خارج به ایران میاد.

در ادامه اتفاقاتی براشون میفته که خوندنش خالی از لطف نیست

(بیشتر…)

دانلود رمان التهاب یک دوران | N.Raya

التهاب یک دوران| N.Raya

نام رمان: #التهاب_یک_دوران

نویسنده: #N.Rayai
ژانر: #عاشقانه #طنز

خلاصه رمان التهاب یک دوران:

آتنای دوازده ساله، چهار سال پیش یتیم شده. دختر تنهایی که غیر از یک برادر به کما رفته کسِ دیگه‌ای رو نداره و حالا بعد از این همه مدت زندگی در یک پرورشگاه دولتی، امیدی به برگشتن دوباره‌ی برادرش نیست. این دختر زندگی آرومی داشت؛ اما در غروب روزی که برای اردو به جنگلی در لاهیجان رفته بودن، به همراه دوستش دزدیده میشه. این دختر بدون این‌که خودش بخواد، از شهرش، از وطنش، از آخرین چیزهایی که براش باقی مونده بود دور میشه. بدون این‌که بخواد پا روی خاک کشوری می‌ذاره که ذره‌ای شناخت از اون نداره؛ اما زندگی همیشه هم با آدم بد تا نمی‌کنه. آشنایی این دختر با خانواده‌ی اسمیت، باعث میشه دریچه‌ی جدیدی در زندگی براش باز بشه و این تازه آغاز روبه‌رو شدن آتنا، با جیمز تک پسر این خانواده‌ست.

(بیشتر…)

دانلود رمان نوازش| دل آرا

نوازش | دل آرا

نام رمان: #نوازش

نویسنده: #دل_آرا
ژانر: #معمایی #عاشقانه #طنز #پلیسی

خلاصه رمان نوازش:

رمان راجع‌به یه دختره… یه دختر که گذشته‌ش با دخترای دیگه خیلی فرق داره… زندگی دل‌آرا رو مردی به اسم شروین به آتیش می‌کشونه…

آتیشی که برای سال‌ها ردش روی زندگی دل‌آرا می‌مونه…

اما قراره با اومدن شهراد همه چی تغیر کنه… قراره دل‌آرا بفهمه که تو همه‌ی زندگیش داشته تقاص پس می‌داده… تقاص کارهای پدرش رو… 

(بیشتر…)

دانلود جلد چهارم آیینه زمان | Fatima Eqb

نام رمان: آیینه زمان – ظهور و سقوط (جلد چهارم)
نویسنده: Fatima Eqb
ویراستاران: sogol_tisratil و .:~LiYaN~:.
ژانر: طنز  – تاریخی – تخیلی
خلاصه رمان آیینه زمان:

این آخرین قسمت از مجموعه رمان آینه زمان است. در قسمت پایانی با وقایع دوران ساسانیان آشنا می‌شوید. در این قسمت، بچه ها با شخصی به‌ نام باربد که از نوازندگان و خوانندگان برجسته دوره خسروپرویز بود، مواجه می‌شوند. در این قسمت ملیکا، دختر دایی مجید هم وارد ماجرا می‌شود و اتفاقات جالب و هیجان انگیزی را پشت سر می‌گذارند. علاوه بر سفر به دوران ساسانی و آشنایی با مردم و پادشاهان آن دوره، اتفاق جالب تری که قرار است رخ دهد، دیدار بچه ها با خسرو و شیرین است و اتفاقات دیگر که بهتر است خودتان بخوانید.

نگاهی به گذشته :

در قسمت قبل خواندید که بچه ها بعد از این‌که از سرنوشت شاهزاده ونون آگاه شدند، به شیراز برگشتند . بعد از سفر، زندگی به روال عادی برگشت. برخلاف سفر اول که آینه غیب شد، این‌بار اما آینه همچنان در خانه حاج رضا مانده بود. نارسیس برای دیدن آینه به اتاق مجید رفت و همچنان کنجکاو بود تا راز آینه را بداند. بعد از رفتن نارسیس، آینه مواج شد. بعد از مدتی، در یک عصر زمستانی، زمانی‌که مجید از اداره برگشته بود و به خانه‌ی پدرش رفته بود، ملیکا به همراه مرد جوانی که لباسهای قدیمی به تن داشت، به منزل حاج رضا آمدند .
اما قبل از رویارویی مجید و خانواده اش با مرد جوان، اول ماجرای آمدن آن مرد که خود را باربد معرفی کرد و این‌که چه‌طور با ملیکا آشنا شد، بخوانید .

(بیشتر…)

دانلود رمان به سادگیم بخند | F.k

به سادگیم بخند | F.k

نام رمان: به سادگیم بخند

-_جلد اول_-

نویسنده: F.k

ژانر: اجتماعی – طنز – عاشقانه

خلاصه رمان به سادگیم بخند:

این داستان در مورد یک دختر شاد و سرحاله که ازدواج می کنه و متوجه رفتار های عجیب همسرش می شه. کم کم متوجه می شه همسرش عاشق زن دیگریه و این ازدواج فقط نمایشی برای جلب رضایت پدرش بوده.
این دختر تمام تلاشش رو می کنه تا زندگی و همسرش رو نگه داره اما…

 

(بیشتر…)

دانلود رمان حجاب من | zeinab z

حجاب من | zeinab z

نام رمان: حجاب من

نویسنده: zeinab z

ژانر : اجتماعی ، عاشقانه ، طنز

خلاصه رمان حجاب من:

شخصیت اول داستان من زینب یه دختر گیلانیه یه دختر از یه خانواده ی مذهبی که در ۱۱ سالگی به خواست پدرش بین چادر و مانتو حجاب برتر یعنی چادر رو انتخاب کرده دختر بزرگ میشه غافل از اینکه از وقتی نه سالش بوده یه حسایی نسبت به پسرعموش پیدا کرده و روز به روز حسش شدیدتر میشه اما میفهمه که پسرعموش یکی دیگرو دوست داره و به دختر داستانمون میگه که …………

نکته مهم! تمام اسمها تخیلی هستند و هرگونه تشابه اسمی کاملا تصادفیه

(بیشتر…)