طنز

دانلود جلد چهارم آیینه زمان | Fatima Eqb

نام رمان: آیینه زمان – ظهور و سقوط (جلد چهارم)
نویسنده: Fatima Eqb
ویراستاران: sogol_tisratil و .:~LiYaN~:.
ژانر: طنز  – تاریخی – تخیلی
خلاصه رمان آیینه زمان:

این آخرین قسمت از مجموعه رمان آینه زمان است. در قسمت پایانی با وقایع دوران ساسانیان آشنا می‌شوید. در این قسمت، بچه ها با شخصی به‌ نام باربد که از نوازندگان و خوانندگان برجسته دوره خسروپرویز بود، مواجه می‌شوند. در این قسمت ملیکا، دختر دایی مجید هم وارد ماجرا می‌شود و اتفاقات جالب و هیجان انگیزی را پشت سر می‌گذارند. علاوه بر سفر به دوران ساسانی و آشنایی با مردم و پادشاهان آن دوره، اتفاق جالب تری که قرار است رخ دهد، دیدار بچه ها با خسرو و شیرین است و اتفاقات دیگر که بهتر است خودتان بخوانید.

نگاهی به گذشته :

در قسمت قبل خواندید که بچه ها بعد از این‌که از سرنوشت شاهزاده ونون آگاه شدند، به شیراز برگشتند . بعد از سفر، زندگی به روال عادی برگشت. برخلاف سفر اول که آینه غیب شد، این‌بار اما آینه همچنان در خانه حاج رضا مانده بود. نارسیس برای دیدن آینه به اتاق مجید رفت و همچنان کنجکاو بود تا راز آینه را بداند. بعد از رفتن نارسیس، آینه مواج شد. بعد از مدتی، در یک عصر زمستانی، زمانی‌که مجید از اداره برگشته بود و به خانه‌ی پدرش رفته بود، ملیکا به همراه مرد جوانی که لباسهای قدیمی به تن داشت، به منزل حاج رضا آمدند .
اما قبل از رویارویی مجید و خانواده اش با مرد جوان، اول ماجرای آمدن آن مرد که خود را باربد معرفی کرد و این‌که چه‌طور با ملیکا آشنا شد، بخوانید .

دانلود رمان به سادگیم بخند | F.k

به سادگیم بخند | F.k

نام رمان: به سادگیم بخند

-_جلد اول_-

نویسنده: F.k

ژانر: اجتماعی – طنز – عاشقانه

خلاصه رمان به سادگیم بخند:

این داستان در مورد یک دختر شاد و سرحاله که ازدواج می کنه و متوجه رفتار های عجیب همسرش می شه. کم کم متوجه می شه همسرش عاشق زن دیگریه و این ازدواج فقط نمایشی برای جلب رضایت پدرش بوده.
این دختر تمام تلاشش رو می کنه تا زندگی و همسرش رو نگه داره اما…

 

دانلود رمان حجاب من | zeinab z

حجاب من | zeinab z

نام رمان: حجاب من

نویسنده: zeinab z

ژانر : اجتماعی ، عاشقانه ، طنز

خلاصه رمان حجاب من:

شخصیت اول داستان من زینب یه دختر گیلانیه یه دختر از یه خانواده ی مذهبی که در ۱۱ سالگی به خواست پدرش بین چادر و مانتو حجاب برتر یعنی چادر رو انتخاب کرده دختر بزرگ میشه غافل از اینکه از وقتی نه سالش بوده یه حسایی نسبت به پسرعموش پیدا کرده و روز به روز حسش شدیدتر میشه اما میفهمه که پسرعموش یکی دیگرو دوست داره و به دختر داستانمون میگه که …………

نکته مهم! تمام اسمها تخیلی هستند و هرگونه تشابه اسمی کاملا تصادفیه

دانلود رمان عشق ناشناخته | Azita

دانلود رمان عشق ناشناخته

نام رمان : عشق ناشناخته

نویسنده : Azita

ژانر: طنز – عاشقانه

خلاصه رمان عشق ناشناخته:

این رمان مربوط به یک دختره  خیلی شیطونه به نام ارزو که همه ی اعضای خانواده رو اذیت می کنه در این رمان ارزو یک دختره مغروره که حاضر نمی شه به عشقش بگه دوسش داره این داستانو بخونید خیلی خنده دار و عاشقانه هست

دانلود رمان رقاص های شیطون | سکوت تلخ

دانلود رمان رقاص های شیطون

نام رمان: رقاص های شیطون

نویسنده: سکوت تلخ

ژانر:طنز ، عاشقانه

خلاصه:

داستان راجب دو تا گروه ۵ نفرس….

۵تا دختر……

۵تا پسر……..

خب این ۱۰ نفر رقاصن،رقاصای ماهر و مشهور…..

این ۱۰ نفر مقابل هم قرار میگیرن یعنی رقیب همن…..

توی یه مسابقه که خیلیم حساسه …….

این مسابقه توی پاریس برگزار میشه……

و خیلیم هیجان انگیزه……

ما میخوایم بدونیم بلاخره بعد از ۵دور مسابقه کدوم گروه میرن به فینال و برنده این مسابقات میشن….پایان خوش

دانلود رمان عطر نفسات – جاوا،اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان عطر نفسات

نام رمان: عطر نفسات

جلد دوم رمان هم نفس

نویسنده : مریم_۲۱

ژانر :  #عاشقانه #طنز #درام

خلاصه رمان عطر نفسات:

دختر قصه ی ما حساس و لجوجه ولی در عین حال مهربون و خوش قلب!

ولی “هورش” پسر قصه مون یه پسر تنها…اما در عین حال محکم و جسور!!

آشنایی و اتفاق هایی جالب و هیجان انگیزی بین این دو در دانشگاه میفته که آخرش ختم میشه به سر آغاز یک عشق …!!

یک عشق پاک و احساسی ناب…

یه دختر از جنس احساس،یه پسر از جنس غرور…

ولی عشقشون پر از دردسر و ماجراست…

دانلود رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازه – جاوا،اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازه

نام رمان : گفته بودی دوستم داری بی اندازه

نویسنده : ariel

ژانر:عاشقانه ،اجتماعی،طنز

بدون ویراستاری

خلاصه رمان گفته بودی دوستم داری بی اندازه:

داستان قصه ما درباره دختری به اسم نیلوفره .. زندگی خوب و خوشی داره سال آخر رشته پزشکیه دوستی به اسم میترا داره که خیلی دوستش داره از بچگی باهم دوست بودن و مثل دوتا خواهرن… با رفتن ناگهانی میترا از زندگی نیلوفر آمدن نامزد میترا تو زندگی اون باعث اتفاقاتی میشه …. که دست تقدیر چه کار خواهد کرد