دانلود رمان یابنده الماس | Zahra bagheri

یابنده الماس | Zahra bagheri

نام رمان:#یابنده_الماس

نویسنده: #Zahra bagheri
ژانر:#عاشقانه# فانتزی#تخیلی

خلاصه رمان یابنده الماس:

داستان پسری به نام باگراد که از دهکده و مردمش دل کنده و قصد دارد آنجا را برای مدتی طولانی

ترک کند و علی‌رغم مشکلات بسیار در نهایت موفق می‌شود رویایش را محقق کند. اما این فقط آغاز

راه اوست؛ زیرا در سفر هیجان‌انگیزش به مشکلاتی برخورده و پس از آن نیز به جواهری ناب دست

می‌یابد که پس از مدت کوتاهی دربیابد که موجودات مخوفی نیز در پی یافتن آن هستند و از آنجاست

که مسافرت آرام و بی‌دغدغه‌ای که در ابتدای راه داشت، تبدیل به کابوسی هولناک شده و باگراد در

طی راه مجبور می‌شود خود را از چشم دشمنان پنهان کرده و برای رساندن جواهر به مکانی امن،

پا به راه طولانی‌تر و خطرناک‌تری بگذارد که…

دانلود رمان برگزیده سیاهی | phontom.hive

برگزیده سیاهی | phontom.hive

نام رمان: # برگزیده_سیاهی

نویسنده: #phontom.hive
ژانر: معمایی، فانتزی، ترسناک

خلاصه رمان برگزیده سیاهی:

یارا یه پسر به‌نظر آروم و به دور از هر‌ حاشیه‌ایه؛ اما هیچ‌چیز اطراف اون عادی نیست.
چیزی‌که دوروبر یارا پرسه می‌زنه، اون رو برای نیستی انتخاب کرده. مسبب این انتخاب،

مرد جذاب و خوش‌پوشیه که خودش هیچی نمی‌دونه. توی جهان سیاهی، جمله‌ی

«سر بی‌گـ ـناه تا پای دار میره؛ ولی بالای دار نمیره» یه جوکه؛ جوکی که میشه ساعت‌ها

بهش خندید. سر یارا از خیلی‌‌وقت پیش تا پای دار رفته بوده؛ اما حالا با اتفاقات عجیبی که

براش میفته، چهارپایه‌ی زیر پاش هم زمین زده میشه و سرش میره بالای دار؛ داری از جنس مرگ و قدرت

(بیشتر…)

دانلود رمان لیانا | Zahra bagheri

لیانا | Zahra bagheri

نام رمان: #لیانا

نویسنده: #Zahra_bagheri
ژانر: #عاشقانه #تخیلی #فانتزی

خلاصه رمان لیانا:

داستان دختری به نام لیانا که توسط ملکه‌ی سرزمینش، به عنوان جانشینش انتخاب می‌شود.
دختری که برگزیده می‌شود تا با درخشش و پاکی‌اش ناجی سرزمینش باشد؛ اما غافل از آن‌که که او با پذیرفتن آن عنوان، بذر کینه را در دل شخصی می‌کارد که فرمانروایی را حقی می‌داند که از او سلب شده است.

(بیشتر…)

دانلود رمان فن فیکشن دنیای رازمینا | رها گودرزی

 دنیای رازمینا| رها گودرزی

نام رمان: #دنیای رازمینا

نویسنده: #رها گودرزی
ژانر: #عاشقانه #فانتزی

خلاصه رمان دنیای رازمینا:

هر آدمی یه قصه‌ای داره! نمی‌دونم این قصه راسته یا دروغ، نمی‌دونم افسانه است یا واقعیت؛

اما من میگم ذهن بشر به هر کجا سفر کنه؛ پس چیزی هست که حقیقت داشته باشه!
رُز 
افسانه یا واقعیت دختری‌ست، دختر جان قصه‌ی من! می‌دونم گله می‌کنی و هرچه‌قدر هم تلخی کنی،

هرچه‌قدر هم ناسازگار بگذاری واسه من؛ اما چیکار باید کرد وقتی سرنوشت خیلی پر زورتر از من هست!

رُز و همکلاسی‌هاش قرار به یه اردو برن، اتفاقاتی می‌افته که رُز از اونا جدا میشه و اسیر یه گرداب میشه. اون گرداب دروازه‌ای است به دنیای رازمینا…

(بیشتر…)

دانلود رمان جادوگر(جلد اول) | witch

جادوگر(جلد اول) | witch

نام رمان: #جادوگر

نویسنده: #witch
ژانر: #عاشقانه #فانتزی #تخیلی

خلاصه رمان جادوگر:

داستان درباره‌ی یه دختره، دختری با قدرت‌های عجیب که قراره به همه چیز پایان بده. 
دختری که انتخاب شده تا قدم در راهی بذاره که پایانش معلوم نیست.
تنها سلاحی که داره عشق و محبتیه که توی قلبشه و جادویی که توی وجودش می‌درخشه.
پس با جادوگر قصه همراه بشین تا پایان این راه معلوم بشه.

(بیشتر…)

دانلود رمان بازگشتی برای پایان جلد دوم لیانا | Zahra bagheri

بازگشتی برای پایان جلد دوم لیانا| Zahra bagheri

نام رمان: #بازگشتی_برای_پایان _جلد _دوم_ لیانا

نویسنده: #Zahra bagheri
ژانر: #عاشقانه #تخیلی

خلاصه رمان بازگشتی برای پایان جلد دوم لیانا:

داستانی از هزارتوی حقیقت‌های زندگی‌اش، راهی پر از خطرات مرگبار و حضور موجوداتی مافوق تصوراتش.
به واقعیت پیوستن رویاهای ترسناکش. همه و همه به دلیل گذشته‌ای تاریک و یک اشتباه؛ اشتباهی که موجب تباهی سرزمینی آرام و موجب برگزیدگی و بازگشت او شد.
بازگشتی پرقدرت برای نجات سرزمین و مردمش؛ مردمی که روزی توسط لیانا و به‌خاطر فداکاری‌هایش، نجات پیدا کرده بودند.
بازگشت شخصی که دست انتقام همه‌ی مردم رنج‌کشیده‌ی آدونیس از بی‌رحم‌ترین انسان بر روی زمین، یعنی ملکه نارسیسا است

دوستان گلم بازگشت، یک رمـان سه‌جلدی هست؛ ولی به طور کامل ادامه‌ی رمان لیانا هستش.
قبل از خوندن رمان بازگشت، باید رمان لیانا رو مطالعه کنین تا خیلی از ابهاماتتون برطرف بشه.
مرسی عشقولیا.

(بیشتر…)

دانلود رمان الماس جاودانگی | نیلوفر حدادی

الماس جاودانگی| نیلوفر حدادی

نام رمان: #الماس_جاودانگی

نویسنده: #نیلوفر_حدادی
ژانر: #عاشقانه #تخیلی

خلاصه رمان الماس جاودانگی:

در کشوری دورافتاده، مردمانی معتقد بودند که هفت ستاره‌ای کهدر شب چهاردهم ماه آخر به روشنی دیده می‌شوند، خاصیت جادویی دارند. آن‌ها اعتقاد داشتند زمانی که این هفت ستاره در یک خط قرار بگیرند و به صورت یک ستاره‌ی بزرگ نورانی دیده شوند، به کودکی که در آن شب به دنیا می‌آید، قدرتی خارق‌العاده می‌دهند.

هر صدسال یک‌بار این هفت ستاره به یک خط می‌شوند که در یکی از آن صدساله‌ها، سهکودک به طور همزمان در سه نقطه‌ی مختلف شهر به دنیا آمدند. طبق افسانه‌ها، این هفت ستاره قدرتی به آنسه کودک داد که آن‌ها را از انسان‌های عادی فراتر می‌برد.

این سه کودک-که یک دختر و دو پسر بودند- با گذشت زمان و بزرگ‌شدن، روزگار آن‌ها را با هم آشنا کرد و هر یکمتوجه‌ی قدرت دیگری شد.همه‌چیز به ظاهر عادیست تا اینکه  نشانه‌هایی از الماسی با قدرت جاودانگی به میان می‌آید…

(بیشتر…)