معمایی

دانلود رمان افسونگر – جاوا،اندروید،PDF،ایفون

نام رمان: افسونگر

نوشته:هما پوراصفهانی

ژانر: ترسناک-رازآلود

درخواستی کاربران

خلاصه :

تائیس افسونگری بود که با افسون خود اسکندر را وادار کرد پرسپولیس را به آتش بکشد و من افسونگری هستم که روح را به آتش می کشم … یکی پس از دیگری … افسون نخواست افسونگر باشد … افسونگرش کردند ………

 

دانلود رمان بی تو، با عشق – جاوا،اندروید،pdf،ایفون

نام رمان: بی تو ، با عشق
ژانر: درام،رمانس،معمایی
نویسنده: ثمین
شخصیت ها: روزبه،روشنا،رها،شهره،شهناز،معصوم و ..

خلاصه :

هفده سال قبل شهره به عنوان همسر دوم وارد زندگی اردشیر مغزی که هم همسری موجه و هم پدری نمونه اس میشه . این پیوند، گسستگی غیر قابل جبرانی در روابط پیشین دو طرف با عزیزانشون ایجاد میکنه.روزبه، پسر اردشیر بی خبر از همه جا بعد از سال ها به وطن برمیگرده و با دیدن جنازه مادر و شنیدن اونچه در این سال ها بر مادرش گذشته شوکه میشه. مصمم میشه که انتقامی خونین از شهره بگیره که یکباره میشنوه که مادرش در روزهای آخر حیات،دنبال دختری میگشته که سال ها قبل گم شده و هیچ کس از زنده بودنش خبری نداره که همون روشنا دختر شهره است ….روزبه از دختر شهره و رازی که شهره این همه سال پنهان کرده با خبر میشه و شروع فراز و نشیب های قصه اونجاست که از دختر که دستی هم به قلم داره میخواد که خودش با قلم خودش سناریوی مرگ تدرجیشو روز به روز و لحظه به لحظه بنویسه و….

دانلود رمان شیطان یتیم – جاوا، اندروید،pdf،ایفون

نام رمان : شیطان یتیم
نویسنده : فاطمه موسوی ( آیدا )
ژانر : ترسناک ، معمایی
زبان : سوم شخص (راوی )
مکان : ایران – شمال

 

 

 

سخن نویسنده:

رمان شیطان یتیم برگرفته شده از یک فیلمه که شاید دیده باشین .

واقعا دلم می خواست یه رمان به همین سبک بنویسم .

امیدوارم که خوشتون بیاد .

تشکر و نقد رمان یادتون نره …

 

خلاصه :

مینا و وحید بعد از اینکه سومین بچشون رو از دست دادن تصمیم گرفتن که کودکی رو به فرزندی بگیرن و راهی یتیم خونه می شن و اونجاها …

میدونم کامل نبود اما زیاد توضیح بدم کل رمان لو میره .

دانلود رمان فاجعه ی رمانتیک – جاوا، اندروید،pdf،ایفون

نام رمان : فاجعه ی رمانتیک
نویسنده : Neda.r-a
ژانر:عـــــــــــاشقانه – اجـــتمـــــــــاعی – مــــعمـــایــی
مکان : اصفهان
شخصیت های اصلی داستان:
معنی اسم آیـــســان: زیبا ، مانند ماه.
معنی اسم هــیـــراد:کسی که چهره ای شاد و خوشحال دارد.


خلاصه:

آیســان خانوم ستوده دختری با نقاب غرور به مدت یک ماه مدیریت شرکت برادرش رو قبول میکنه.البته به شرطها و شروطها که با خوندن رمان متوجه این شرط ها خواهید شد. آیسان با تمام توان سعی داره خوانوادشو با چنگ و دندون به حالت قبل دربیاره. در این بین اتفاقات هیجان انگیزی رخ میده که باعث یک سری تغیرات توزندگی آیسان میشه.

پایان خوش

 

سخنی با خوانندگان عزیز:

شاید در ابتدا بنظرتون بیاد که رمان کلیشه ای هست اما اشتباه نکنین.من بهتون قول میدم که اتفاقاتی رخ خواهد داد که شما کاملا متوجه ی خاص بودن این رمان خواهید شد.