آبرویم را پس بده | moon_shine

نام_رمان: #آبرویم_را_پس_بده

نویسنده:moon_shine#

ژانر:#عاشقانه #اجتماعی #غمگین

خلاصه رمان آبرویم را پس بده :

اُرکیده نجفی یه دختر تحصیل کرده است . یه دختر که تو ناز و نعمت بزرگ شده و همه چی داشته ، حتی ازادی بیش از حد و تو این بین با سپهر صولتی آشنا میشه.
عاشق و دلباخته اش میشه و کم کم رابطه ای شکل میگیره که حداقل سرنوشت ارکید رو به لجن میکشه .ارکید ناخواسته پا تو زندگی ای میذاره که نمیدونه خودش اون رو انتخاب کرده یا سپهر .

ارکید حامله میشه ولی خونواده ها کم کم میفهمن . بچه رو تو دعوایی که به وجود میاد از دست میده همه چی بهم میریزه و در نهایت ارکید با سپهر ازدواج میکنه . هردو خوانواده سپهر و ارکید رو طرد میکنن . برای سپهر مشکلی نیست . اونقدر داره که با کمک کارخونه اش زندگیش رو بگذرونه .

حالا سه سال از اون روزها گذشته . ارکیده تو کارخونه حاج رسولی مشغول به کاره و زندگیش رو به سختی میگذرونه تو این بین امیر حافظ ، تک پسر حاج رسولی به خاطر سوء تفاهمی که پیش میاد بدجوری کمر به خراب کردن ارکیده میبنده . حالا باید دید آیا ارکیده میتونه به تنهایی و با تکیه به مردی مثل سپهر از پس زندگیش و امیر حافظ مغرور بر بیاد؟
پایان خوش.

 

قسمتی از متن رمان آبرویم را پس بده :

امیرحافظ با گیجی یه نگاه به لیست در دستم انداخت اصلا نمیفهمید چی میگم ..چون خیلی خفیف سر تکون داد ..انگار میخواست حواسش رو جمع کنه ..-اقای رسولی؟؟؟-متاسفم خانم نجفی ذهنم یاری نمیکنه ..شما مسئولید هرجور صلاح میدونید همون کار وانجام بدید …برگشت به سمت اقای روحی پور

-اقای روحی پور خانم نجفی هرقطعه ای که خواستن به هرمقدار دراختیارشون بذارید هرچیزی هم که کم بود با خانم نعمتی هماهنگ کنید درخواستش رو بدید ..

به سمتم چرخید وادامه داد ..-ببخشید خانم نجفی نتونستم کمکی کنم ..با اجازه ..بعد هم حتی بدون یه نیم نگاه با عجله از انبار بیرون رفت …