آغوش بی هوس | میترا آذربانی

نام_رمان: # آغوش_بی_هوس

نویسنده:#میترا_آذربانی

ژانر:#عاشقانه 

خلاصه رمان آغوش بی هوس :

هیوا پسر مغرور و هوسبازیه که بنا به دلایلی و همچنین اصرار خانواده، با دختر یکی از شرکای پدرش نامزد شده و چیزی تا مراسم ازدواجش باقی نمونده….
اما تو همین فاصله، ورود زنی افغان به همراهِ دخترش به منزل اونها،
تمام محاسبات زندگیِ هیوا رو به هم میریزه،و همین تغییر ناگهانی، دردسرهای زیادی رو براش به همراه داره که در نهایت مجبور میشه دست به رفتار و کارهایی بزنه که…

 

قسمتی از متن رمان آغوش بی هوس :

نچی کردم و شلنگ را محکم روی زمین انداختم …توی این دو هفته ای که شمال بودیم بار هزارمش بود که زنگ میزد

از حرف های تکراریش می فهمیدم که میخاد سر صحبت رو راجع به مشخص کردن نامزدیمون باز کنه …اما من هربار خیلی واضح حرف

رو عوض میکردم و طفره میرفتم .

این بارم مثل مرتبه های پیش سرد و خشک جوابش رو دادم .

-سلام

-سلام خانم خانما نشد یه بار زنگ بزنیم شما خودت گوشی رو جواب بدی

اصلا چی میشد شما یه بار افتخار بدین و تماسی حاصل بفرمایین ؟!

-تو که خودت روزی دو سه بار زنگ میزنی دیگه تلفن کردن من چه فرقی داره ؟

– فرقش اینه کلی خوشحال میشم و حس میکنم تو هم به یادمی ..

-….

-سمن چرا ساکتی ؟ چیزی شده ؟ اوضاع احوالتون رو به راهه ،علی و زنش که تنهاتون نمیزارن ؟

هواتون رو دارن یا نه ؟

-نگران نباش…همه چی خوبه مشکلی نداریم ..فقط یکم دلم گرفته شاید واسه اینه هنوز به اینجا عادت نکردم

راستی خانم کرمی حالش خوبه ؟ کارهای اقامتش رو انجام دادی ؟