آن سالها ۱ | صدف

نام_رمان#آن_سالها_۱

نویسنده:#صدف

ژانر:#عاشقانه 

خلاصه رمان آن سالها ۱ :

دانلود رمان آن سالها ۱ :مهناز دختری خوشبخت است و زندگی عادی خود را دارد . او دلباخته ی دوست و هم بازی دوران کودکی خود ، بیژن شده و البته بیژن هم نسبت به او بی میل نیست .
اما داستان از روزی شروع میشود که خانواده ی شاهین فر مهناز را برای پسر بزرگشان ، بهرام ، خواستگاری میکنند … .

 

قسمتی از متن رمان آن سالها ۱ :

سال نود و دو ، وقتی بهرام در شب دامادی اش پشت پنجره ایستاده بود و به باغ نگاه میکرد ، ناخودآگاه به یاد
نوروز ده سال پیش افتاد . وقتی یک جوان بیست و یک ساله بود و به تنها چیزی که فکر میکرد رفتن از ایران و
دوری از همه ی خاطراتش بود .

یادش می آمد که آن روز هم توی همین اتاق ، پشت همین پنجره ایستاده بود و با
بی حوصلگی به باغ سرما زده و لخت نگاه میکرد . آن سال زمستان بسیار سختی سپری شده بود ، درختان هنوز
هیچ شکوفه ای نداشتند . جوان ها توی باغ کنار هم قدم می زدند و بچه ها بین درختها جست و خیز و بازی
میکردند .

از آن فاصله می توانست بهار و بیژن را ببیند که مطابق معمول سرشان با دوقلو های آقای سپهری گرمبود
کلافه و عصبی از پنجره فاصله گرفت و ته سیگارش را توی جاسیگاری روز میز مطالعه پرت کرد . از این جشن
های هر ساله ی نوروزی پدرش و اینهمه آدمی که توی خانه یشان آوار می شدند بیزار بود .

حالش از جشن ومیهمانی و هر جای شلوغی بهم میخورد . دلش یک جای کوچک و متروک و آرام میخواست …