ارباب زاده مغرور من | الهه اتش

نام_رمان: #ارباب_زاده_مغرور_من

نویسنده:#الهه_اتش

ژانر:#عاشقانه

خلاصه رمان ارباب زاده مغرور من:

اربابی از تبار سیاهی، قدرت، دروغ، حیله،نفرین و خشونت 
دختر ارباب دختری از جنس سکوت،آرامش،پاک،ساده و عاشق
هدمتکار ارباب پسری از جنس سنگ،پر از نفرت، پر از انتقام اما مهربون
حالا این دختر قصه عاشق پسر قصه مون میشه و زمانی که ارباب مچشون رو میگیره حالا چی در انتظار این دو نفر است…..

قسمتی از متن رمان ارباب زاده مغرور من:

من تو اون لحظه کنج دیواربا یک مرد یک مرد که هم بی حسه و هم سنگدل با غرورشکسته.چکار میتونستم بکنم من همش ۱۷ سالم بودهیچی از سیاست بلد نبودم،

نمیدونستم مکر چیه الان رحیم تنها کسی بود که داشتم اما همونم دیگه ندارم حس بدی بودتهمت از هر نوعش بده چه به حق چه ناحق زهرا بلنده چی میخواست از زندگی من ازشکستن من جلو رحیم چی عایدش میشدچقد بی رحمن بنده هات خداکجا گذاشتی اونهمه مهربونیو تو وجودشون که نمیتونن پیداش کنن هان؟

براش شام درست کرده بودم میدونستم نباید هیچی بگم کل بدنم درد میکرداز رحیم متنفر نیستم از خودم متنفرم با اون همه حماقت که چقد دلم می خواد زمان به عقب برگرده دیگه من نگران تو نشم رحیم من تو اتاقی
که یک نفر توش مرده نمیام من میترسم من از وسایل یک مرده استفاده نمیکنم…