افسانه و واقعیت | shamim708

نام_رمان#افسانه_و_واقعیت

نویسنده:#shamim708

ژانر:#عاشقانه #اجتماعی

خلاصه رمان افسانه و واقعیت :

دانلود رمان افسانه و واقعیت :یه دخترکه زخم زیادی از زندگی و خانوادش خورده برای همین به شدت از خانوادش دلخوره و تبدیل به یه دختر سرد ومغرورو
بی احساس شده…با خودش احد بسته به هیچ وجه به کسی اعتماد نکنه و وابسته نشه اما با یه تلنگر توی زنگیش همه چیز تغییر میکنه گرفتار عشقی میشه که نه باورش داره ونه میدونه که معشوقش از ۸ سال پیش دلشو بهش باخته…و این جاست که ماجرا شروع میشه و پسرداستان همه کار میکنه تا این دختر که تبدیل به کوه یخ شده رو به خودش علاقمند کنه و عشق پاکشو بهش ثابت کنه اما کارش انقدرا که فکر میکنه آسون نیست.

پدر ومادر پسره چون خانواده مذهبی و سر شناسی هستن به این باورن که این دختر لایق پسرشون نیست.اینجاست که همون یه شعله کوچولوییکه توسط پسره تو قلب دختره روشن شده بود هم خاموش میشه و دختر از خانوادش بیزار تر میشه چون با عث این تحقیر رو پدرش میدو نه که به خاطر حماقتش که ۱۰ سال پیش کرده بود. اما پسره اصلا قصد نداره که دوبارهاین دخترو که همه زنگیشه از دست بده… پایان خوش 

 

 قسمتی از متن رمان افسانه و واقعیت:

نمیشه واقعیت باشه؟ من دیدم رنگین کمونی رو که بعد خورشید و بارون،پیدا شه کی میگه که تقدیره اگه دستامون از هم دوره من دیدم نگاه سبزتو منو میخواد و مجبوره صدای تو،افسانه بارونه اینو افسانه خورشید،خوب میدونه…

(ترانه افسانه و واقعیت_ شقایق موسوی) تموم مدت بهم خیره بودو برق اشکو میتونستم تو تیلیه های قهوه ایش که تموم زندگیم بودن ببینم .خم شدم دستشو بو*سیدم، دست یخ زده ی نفسم !بهش خیره شدمو با تموم احساس گفتم: _ تا آخر عمرم تورو میخوام و مجبورم…هیچ وقت دست های ما از هم جدا نمیشه، ما امید هم دیگه میمونیم .

دوباره لبنخد بی حونی زدو با خس خس گفت: _ میشه امشب سرجام بخوابم؟ کنارش دراز کشیدمو تموم جسم ظریفشو که این روز ها خیلی ضعیف شده بود روی خودم خوابوندمو سرشو روی س*ینه ام جای دادم .زمزمه ای که کرد شیرینی توئم با تلخی گسی داشت که غیر قابل توصیف بود. _ دوست دارم.



دانلودستان