بدنام | زهرا بیگدلی

نام رمان: بدنام

نویسنده: زهرا بیگدلی

ژانر:عاشقانه


خلاصه رمان بدنام:

رمان بدنام،داستان یاس و فردین دو عاشق و دلداده، طوری که با وجود تمام مخالفت ها دست از هم نمیکشن و بدنامی‌ ای که گریبانشون رو میگیره باعث میشه عشق یاس از مرز جنون رد بشه تا…

 

قسمتی از رمان بدنام:

بازویم را نرم در دستش گرفت و از خودش جدایم کرد. خواستم ادامه دهم: فردین…
دست آزادش را روی بینی اش گذاشت: هیش! هیچی نگو!
از پشت پرده ی اشک خیره ی صورت جدی ولی پر از احساسش بودم و قلبم با کوبش های غیر عادی اش نشان می‌داد که چقدر دیوانه وار عاشق این زورگو است!
-تو چشم های من نگاه کن یاس. روت میشه تضمین بخوای؟
سرم را از حرفش با شرمندگی زیر انداختم. با کشیدن بازویم بار دیگر در آغ**وشش فرو رفتم.
خیلی سخت رسیده بودم به این آغ**وش و دلم راحت از دست دادنش را نمی‌خواست! نالیدم: فردین من… فقط…
نمی دانستم‌چه توجیهی برای شک کردنم بیاورم و در آخر کم آوردم و مشتی به سینه اش زدم: خیلی بد اخلاقی!
به جای دلداری ام به خنده افتاد که گریه ی من شدت گرفت و خواستم از آغوشش بیرون بیایم. آغوشش را تنگ تر کرد و کنار گوشم با صدایی که هنوز رگه های خنده درش مشهود بود گفت: دیوونه من که هزار بار بهت گفتم فقط خودت برام مهمی. شک داری به دوست داشتن من؟!
اثر خنده از بین رفت و با هرم احساس ادامه داد: چرا خودت رو اذیت می کنی؟ من صد بار تا حالا بهت نگفتم بدون تو یه لحظه نمیتونم زندگی کنم بی انصاف! نگفتم!؟ پس گریه ت واسه ی چیه!،

دانلود رمان بدنام| زهرا بیگدلی

دلم از حرف‌هایش آرام شد. واقعا گریه ام برای چه بود! چرا این صد بار ها را به یک پیش‌بینی غیرمنطقی بابا فروخته بودم!
دستم را در دستش گرفته و بالا کشید و روی سینه اش درست جایی روی قلبش قرارداد.
– می دونم گنده اخلاقم ولی قد تموم دنیا میمیرم برات. ببین وقتی گریه می کنی حال من چه جوریه! پس چرا شک می کنی ها؟
کوبش قلبش به حدی بود که ثابت می کرد که عین این شش ماه دوری امان را به دنبالم دویده تا به هم برسیم و چقدر من این دوستت دارم هایی که با حرف ها و کارهایش ثابتم می‌کرد را به دوستت دارم هایی که زبانی بود ترجیح می‌دادم و غرق لذتش می شدم…
سرم را از روی سینه ی فراخ و پهنش که برایم آرامش بخش ترین مکان بود، بلند کردم و به چشم‌های مخمورش که عشق را فریاد می زد خیره شدم و لب زدم: دوستت دارم فردین.

چند رمان دیگر که شاید بپسندید:



دانلودستان

    • تعداد صفحات کتاب : 100 صفحه