به رنگ شب | اعظم طیاری

نام_رمان#به_رنگ_شب

نویسنده:#اعظم_طیاری

ژانر:#عاشقانه #انتقامی

خلاصه رمان به رنگ شب :

دانلود رمان به رنگ شب:درباره پسری به نام سروش است که سالهاست عاشق دختری زیبا به نام الهه است و قصد ازدواج با او را دارد ولی پدر سروش که یک فرد بازاری و سنتی است مخالف سر سخت این ازدواج است و پدر سروش بدون اطلاع سروش از دختر یک بازاری دیگر خواستگاری می کند و بعد به سروش می گه به طوری که باعث جنجال بین پدر و پسر می شه و زمانی که پسر قصد رفتن از خونه رو داره حال مادر سروش به دلیل ناراحت قلبی بد میشه و به بیمارستان انتقال داده میشه و سروش به خاطر مادرش که خیلی دوستش داره با خودش عهد می بنده که گوش به فرمان پدر باشد و علیرغم میلش به خواستگاری سیما میره و باهاش ازدواج می کنه ولی به خاطر اینکه با پدر لج کنه کمر به نابودی زندگی سیما که او نیز دختر زیبا و بسیار ثروتمند است می بنده غافل از اینکه….

 

قسمتی از متن رمان به رنگ شب :

ماندن سیما جایز نبود چنگ انداخت روی میز و شماره سلجوقی را برداشت بیرون دوید سه نفری با داد و فریاد به
دنبال او بیرون دویدند اما سیما تیزو بز اتومبیلش را از پارک در اورد .فتوت مشت روی صندق عقب کوبید اما سیما
گاز داد و با ویراژ دور زد . فتوت انگشت به دهان ماند .
بد جنس ! عجب دست فرمونی داره … دیدین چطوری زد به چاک . –
سیما خیلی دور شده بود دیگر دست طلبکارا به او نمی رسید شماره سلجوقی را گرفت . با برقراری ارتباطخودش را
معرفی کرد بعد از رد و بدل شدن چند جمله ادرس کلانتری را گرفت راهی انجا شد
گویی تلخی نگاه سروش به کامش ریخت، گفت:
سیما اون قدر برات مهم شده که به خاطرش سرم فریاد می کشی؟ –
ببین الهه! من نیومدم باهات جر و بحث کنم. فقط می خوام بدونم به سیما چی گفتی؟