بوی نارنگی | آرزو طهماسبی

نام رمان: بوی نارنگی

نویسنده: آرزو طهماسبی

ژانر:عاشقانه، اجتماعی


خلاصه رمان بوی نارنگی:

رمان بوی نارنگی،داستان در مورد زندگی دختریه که توی بچگیش پدرش مادرش رو بیرون میکنه و ازش جدا میشه بعد مدت ها که پدرش فوت میکنه مادرش میاد دخترشو پس بگیره که پسرعموش بخاطر اینکه قیم قانونیش بشه عقدش میکنه غافل از این که دختره عاشقشه و…

قسمتی از رمان بوی نارنگی:

سیگارش را که سمت رانم آورد با ترس و وحشت دستم را بالا گرفتم.

– باشه…باشه می‌گم…
آره پار**تی بود…
چند تا قرص خوردم…

آن چنان سیگار را لای را***نم فشار داد که از جا پریدم اما شانه هایم را گرفته بود و اجازه نمی‌داد، دور شوم. مدام جیغ می‌زدم و خواهش می‌کردم اما عصبانی تر از آن بود که رهایم کند.
حالت صورتش آن قدر سرخ و سخت بود که حس می‌کردم الان است که منفجر شود.
بینی‌اش را باز بالا کشید و بلند داد زد.

– غلط زیادی کردی که قرص خوردی!
یک کاری باهات می‌کنم که از امشب به بعد هر جای اسم پار**تی و عشق و حال شنیدی حتی با شنیدن اسمش هم، از اون جمع فرار کنی!

 

دانلود رمان بوی نارنگی | آرزو طهماسبی

 

می‌خواستم مدام چیزی بگوییم اما آن قدر پایم سوزش وحشتناکی داشت که نفسم کاملا قطع شده بود.
سیگار را که از را**نم جدا کرد، همان جا کف هال پرتش کرد. دل این را نداشتم که به جای زخم نگاه کنم. گریه هایم بلند و از ته دل بود. واقعا دردم عمیق و سوزناک بود.
بلند شد و روی مبل بالای سرم نشست.
هر کدام از پاهایش را یک طرفم گذاشت و کمی من را به طرف خودش چرخاند.
نگاه کوتاهی به بد**نم انداخت و با کلافه‌گی و عصبانیت با هر دو دستش سرش را گرفت و فشار می‌داد.
انگار چیزی در درون مغزش داشت دیوانه‌اش می‌کرد!
آن قدر شدید که حتی یکی محکم به کنار سر خودش کوبید!

انگشت اشاره‌اش را محکم روی لب هایش کوبید و هیس کرد.
بعد از سکوت کوتاه دیگری این بار خودش به حرف آمد. صدایش کاملا دو رگه و کلفت شده بود.

 

چند رمان دیگر که شاید بپسندید:



دانلودستان

    • تعداد صفحات کتاب : 154 صفحه