ته دیگمو پس بده| آرام رضایی

نام_رمان: #ته_دیگمو_پس_بده 

نویسنده:#آرام_رضایی

ژانر:#عاشقانه #طنز

خلاصه رمان ته دیگمو پس بده :

یه دختر و یه پسر که تو کار خرابکاری زیاد دارن. برای مستقل شدن نیاز به کمک دارن. کمک از یه بزرگتر. کمک از پدر بزرگشون و این دست یاری شرط و شروط داره.شرایطی که با قبولش مستقل می شن و با ردش ….. زمین خورده.یه رستوران راه نجاته به رستوران مخروبه ودور افتاده تو جاده و شرط کمک سر پا کردن این رستورانه اونم نه تنها شریکی .حالا ببینیم این شراکت دونفره با این دختر و پسر.. یکی تخس و یکی آروم چی میشه.یه شراکت دو نفره یه شراکتی که مجبور به خیلی کارها میکندشون……

 

قسمتی از متن رمان ته دیگمو پس بده :

دستمو گذاشتم رو شونه اشو گفتم: حالا تو چرا انقدر جوش می زنی؟ برادر من اینجا خونه من تنها که نیست. باید مراعات شریکمو بکنم یا نه؟یه چشم غره بهم رفت اما هیچی نگفت.صبر کردم تا سیگارش تموم شد و رفتیم تو.نیشامداشتم با پگاه حرف می زدم که زنگ زدن. از جام بلند شدم. باید سپهرداد یا نازی باشه.اومدم در و باز کنم برم پایین که قبل از اینکه دستم به در برسه در باز شد. سینه به سینه مهداد شدم.مهداد: چیزی شده؟من: نه زنگ زدن می خوام برم در و باز کنم.مهداد: شما بمونید من میرم در و باز می کنم.

با لبخند ازش تشکر کردم.دیگه برنگشتم برم بشینم منتظر موندم تا مهمونای جدید بیان بالا. کامیار با نگاه خیره از کنارم رد شد. بی توجه بهش منتظر موندم.نازی از پله ها بالا اومد با لبخند رفتم سمتش. هر چی باشه بار اولی بود که میومد خونه ما ….ابروم پرید بالا. لبخندم گشاد تر شد. نه دارین پیشرفت می کنید. با سپهرداد با هم اومدن. با هر دو سلام علیک و تعارف کردم برن تو….