دانلود رمان جادوگرنادان |سید مظفر حسینی

جادوگرنادان |سید مظفر حسینی

نام رمان:#جادوگر_نادان

نویسنده: #سید_مظفر_حسینی
ژانر:#عاشقانه #اجتماعی

خلاصه رمان جادوگرنادان:

جهان در حال نابودیست،حمله شیاطین به انسان ها…چگونه باید جلویشان را گرفت،فقط یک نفر می تواند؛کسی که معروف است به جادوگر نادان
من:خسته شدم،مُردم از بیکاری،تازه پولام هم تموم شده،یه پرونده بهم بده
انمادو:تویا خودت می دونی که الان پرونده بزور گیر میاد،من خودم چند روز دستم خالیه الان دیگه شیاطین کم پیداشون میشه؛البته خبر اومده چند روز دیگه قرار یه اتفاق هایی بیوفته.

 

قسمتی از رمان جادوگرنادان:

من:اوه،اوه چخبره؟می دونی چند روز از سه روز شروع می شه و تا بیست یا سی روز ادامه داره. 
انمادو:به هرحال من نمی تونم کاری بکنم
با قیافه ای درهم از اونجا زدم بیرون،وای داره بارون می باره چقدی خوب،فکرکنم باید از توکیو برم، شاید برم ایواناکا، شایدم برم کویوتو هیچ چیز معلوم نیست. 
«از زبان نویسنده»
یوکینا در آغوش خواهرش کیراساکا درحال گریه کردن بود،ناگهان هیولای وحشتناک بلند فریاد زد. 
هیولا:زود باش با من بجنگ برای اینکه میراث خاندان کاناجی رو به چنگ بیارم، باید رهبر خاندان رو بکشم. 
کیراساکا:من که گفتم بلد نیستم بجنگم. 
هیولا:پس یه جایگزین بیار. 
یوکینا:اونه سان چیکارکنیم (در ژاپن به خواهر اونه سان گفته می شه). 
کیراساکا:فرارکن،یوکینا تاجایی که می تونی فرار کن. 
یوکینا:اما…
کیراساکا: زودباش برو. 
یوکینا دوید و از عمارت کاناجی خارج شد،او مانند باد در بین کوچه ها می دوید و گریه می کرد،ناگهان به یک مرد برخورد کرد. 
تویا(شخصیت اصلی رمان):چی شده دختر جون؟ 
«از زبان یوکینا»
یه پسر لاغر بود که تو صورتش هیچ احساسی نبود،شاید از خودش احساس نشون بده، ولی توی عمق وجودش هیچ احساسی وجود نداره. 
یوکینا:اونه سان(سان یک پسوند هستش)،یه هیولا می خواد…،یه هیولا می خواد اونه سان روبکشه. 
تویا:زود منو ببر پیش اونه سانت. 
«از زبان تویا» 
دختر درحال دویدن بود و من هم پشت سر اون؛بعد چند دقیقه از حرکت ایستاد،یه نگاه به در کردم،یه خونه قدیمی بود وخیلی تمیز نگهداری شده بود،روی پلاک نوشته بود:”کاناجی
وارد خونه شدم یه محوطه بزرگ و داغون بود،اصلا تابلو بود دعوا شده،نه بیشتر از دعوا،جنگ شده دختر دوید به سمت جلو منم پشت سرش رفتم؛یه گرگون درحال فشردن گردن یه دختر جوان بود؛خنجرم رو در آوردم وشروع کردم به فشردن خنجر و فریاد زدم.


در سوپر گروه تلگرمی رمان دانلود عضو بشید
برای عضویت کلیک کنید

چنانچه نویسنده ای راضی به انتشار رمان خود در سایت رمان دانلود نیستند از طریق تماس با ما اطلاع دهند تا رمان مورد نظر برداشته شود

نرم افزار های مورد نیاز

– فایل jar برای موبایل هایی با سیستم عامل جاوا , فایل apk برای موبایل و تبلت هایی با سیستم عامل اندروید , فایل epub برای موبایل و ایپد با سیستم عامل آیفون ios و موبایل و تبلت با سیستم عامل اندروید – باز شدن epub در اندروید در صورتی که برنامه ی moon reader یا jbook در گوشی و تبلت خود نصب کرده باشید – فایل pdf برای کامپیوتر و گوشی و تبلتهایی که برنامه ی adobe reader در آن نصب شده باشد – فایل با پسوند زیپ zip باید استخراج شود تا رمان مورد نظر بدست اید با برنامه winrara در اندروید و کامپیوتر استخراج صورت میگیرد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *