برای (جلد چهارم اتحاد تاریک) | ال.جی.اسمیت

نام_رمان#خاطرات_یک_خون_آشام_۴

نویسنده:#ال.جی.اسمیت

ژانر:#فانتزی #ترسناک

خلاصه رمان خاطرات یک خون آشام ۴ :

دانلود رمان خاطرات یک خون آشام ۴:الینا در حال تغییر است و برای اینکه تبدیل شود باید خون بخورد و دیمن از این موضوع که استفن جون الینا را نجات نداده ناراحت است. استفن از بانی می‌خواهد الینا را با جادو دوباره انسان کند بنابراین تا پایان روز برای خون دادن به الینا صبر می‌کنند ….

 

قسمتی از متن رمان خاطرات یک خون آشام ۴ :

بانی گفت: “تو چی میخوای؟!”
استفن گفت: “یه سری منابع در مورد تاریخ فلز چرچ. به خصوص در مورد بنیانگذاران.”
آن ها در ماشین مردیث که با فاصله ای مطمئن پشت خانه ویکی پارک شده بود، نشسته بودند. غروب روز
بعد بود و همه از تشییع جنازه ی سو برگشته بودند. همه به جز استفن.
“این به سو ربط داره، اینطور نیست؟”چشم های سیاه مردیث با یکنواختی و هوشمندی زیاد همیشگیش،
چشمان استفن را بررسی میکرد. ” فکر میکنی که این معما رو حل کردی.”
اعتراف کرد: “احتمالا.” کل روز را به فکر کردن گذرانده بود. درد و رنج شب پیش را پشت سرش گذاشته و
بار دیگر کنترل خودش را بدست آورده بود. اگرچه نمیتوانست به الینا برسد، اما میتوانست اعتقادی را که
الینا به او داشت، بفهمد و تصدیق کند… می توانست کاری را که الینا می خواست انجام بشود، انجام دهد. و
این دلگرمی برای کارش بود. تا بتواند تمرکز کند. در دور نگه داشتن همه ی این احساسات. اضافه کرد:” من

در مورد اینکه ممکنه چه اتفاقی افتاده باشه یه ایده ای دارم. اما تیری در تاریکیه و من نمیخوام تا مطمئن
نشدم در موردش صحبت کنم.”
بانی درخواست کرد: “چرا؟” استفن فکر کرد: چه تضاد بزرگی با مردیث داره. موهاش به قرمزیه آتیشه و
روحیه اش هم با اون هماهنگ شده. با صورت ظریف قلب مانند، زیبا و پوست شفاف، فریبنده بود….