خانم زبون دراز |فاطمه همایون

نام رمان:#خانم_زبون_دراز

نویسنده: #فاطمه_همایون
ژانر:#عاشقانه #طنز

خلاصه رمان خانم زبون دراز:

دریا خانم دختر رمان ما یه دختر مهربون و شوخ طبع هست که دو تا برادر داره و یه دوست صمیمی به اسم معصومه هر دوشون عاشق پرستار شدن هسن
این وسط یه اقا پسر به اسم آراد با دریا خانم ما سر جنگ داره و دریا هم که هیچجوره راضی نمیشه از یه پسر کم بیاره

..پایان خوش..

قسمتی از رمان خانم زبون دراز:

من حال این پسره ی یالغوز نگیرم دریا نیسم اقیانوسم اِاِاِپسره ی سه نقطه
برگشته به من میگه بیا فرقونت جمع کن خوب شد جوابش دادما منم گفتم خوبه من همین
فرقون دارم حاال اینجای ماجرا آقا دیدم ریموت زد رفت کنار یه کوپه وایساد به به عالم
ضایعگی خودش هوایی داره وای یاد پوزخندش که میفتم ولی من بادی نیسم که با این بیدا
ا ددم یاندی اِشتب شدا َ بلرزم ی
خالصه منم پوزخند زدم به ماشینش اشاره کردم و گفتم باشه بابا فهمیدم تو هم فرقون
داری
تا اینو گفتم مث خر وحشی اهم اهم گاو وحشی شد یا حضرت هاشم
گفت به ماشین من میگی فرقون گفتم اِوا ببخشید گاری خوبه دیگه مهلتش ندادم و
رفتم سمت ۶۰۲ سفیدم که مث رخش خوابیده بود و گازش گرفتم سمت خونه
تارسیدم خونه مث همیشه لحنم التی کردم و صدام انداختم پس کلم
آهای منزل کوجایی
زن کجا رفتی در همین حین مادر گرام مالقه به دست از اشپزخونه اومد و با عصبانیت بهم
زل زد
منم که همیشه ازمرحله شوتم نیشم باز کردم و باهمون لحن گفتم احوالت جفت و جور
است تا اینو گفتم مامانم با ملاقه گذاشت دنبالم



دانلودستان