نام رمان : باران
نویسنده :meli770

ژانر:عاشقانه,اجتماعی,هیجانی,،پلیسی،مافیایی

گپ نویسنده با خواننده ها:

سلامممممممممم سلامممممم من بازم امدم
ایندفعه بایه رمان جدیدبااینکه هنوز اشراف زاده های شیطون روتموم نکردم,ولی دلم خواست یه موضوع دیگه روهم شروع کنم وکنارش اشراف زاده های شیطون روهم جلوببرم,فقط شاید خیلی نرسم به این رمانم سربزنم ولی خوشحال میشم این رمانم روهم دنبال کنید
مطمئنم پیشمون نمیشید
این رمانم هم شخصیتهای اصلیش شیطون هستن (چون خودم شیطونم همه شخصیتهامو شیطون مینوسیم
خیلی دلم میخواد یه رمان بنویسم که شخصیتهای اصلیش اروم باشن خخخ شاید توی خواب این اتفاق بیوفته خخخ)
ولی موضوعش با اشراف زاده ها زمین تااسمون فرق داره شاید یه چیزاییش شبیه به هم باشه ولی خیلی فرق داره
خیلی خوشحال میشم دنبال کنید رمانم رو خخخ خیلی حرف زدم

خلاصه:

یه دختری حدودا هجده نوزده ساله..لوس،کنجکاوه که میخواد از هر چیزی  سر در بیاره..و مخ هک،پیش عمو و برادرش زندگی میکنه….

 

معرفی:
باران کیانفر ۱۸ ,۱۹ ساله ,شیطون,به قول خودش کنجکاو,عاشق هک و برنامه نویسی,و تنها نوه ای دختر ی از طرف پدرش,پدربزرگش یکی از بزرگترین تاجر فرش تهران .دوتا داداش داره که ازش بزرگترن….

به نام خدای باران

مقدمه:

جور دیگر باید دید …
چتر ها را باید بست …
زیر باران باید رفت …
فکر، خاطره را …
زیر باران باید برد …
با همه مردم شهر …
زیر باران باید رفت …
دوست را زیر باران باید دید …
عشق را زیر باران باید جست …
هر کجا هستم باشم …
آسمان مال من است …
حنجره فکر هوا عشق زمین “مال من است …
هر کجا هستم باشم …
آسمان مال من است …
حنجره فکر هوا عشق زمین “مال من است….