دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم

نام رمان: بگذار امین دعایت باشم

نویسنده : shazde koochool 

ژانر :  عاشقانه – اجتماعی

**توجه: این رمان بازبینی و ویرایش شده است **

خلاصه رمان بگذار امین دعایت باشم:

یادت باشد دلت که شکست سرت را بگیری بالا… / تلافی نکن… / فریاد نزن… / شرمگین نباش…
حواست باشد دل شکسته گوشه هایش تیز است… / مبادا که دل و دست آدمی را که روزی دلدارت بود زخمی کنی…
مبادا که فراموش کنی روزی شادیش آرزویت بود… / صبور باش و ساکت… / بغضت را پنهان کن… / رنجت را پنهان تر…

 

 

قسمتی از رمان بگذار امین دعایت باشم:

به نام خدایی که داشتنش جبران همه نداشته هایم است. دستم روی کراوات و نگام روی اون همه جذابیت موند. کراوات رو به طرفش دراز کردم و اون دور گردنش ا نداخته باز م ثه همیشهههه درگیری پیدا کرد و من یه نیمچه لبخندی به اون همه نابلدی دور از انتظار زدم و با یه قدم بلند خودمو بهش رسونده کراواتو بی حرف به دست گرفته با چند تا زیر و رو بردن دو طرف اون نوار ن سبتا باریک ب ستمش و محکمش کردم و اون عطر تلخی که برام از بچگی معنی حضورشو داشت رو به ریه کشیدم. – امروز سههه تا قرار دارین و دوتاب قبز از ناهاره که یکیش مربوه به پروژه شرکت تهام میشه و یکیش هم برای مذاکره با شرکت سهامیه و سومین قرارتون مربوه به ناهاره که تو رستوران همیشگی باید مهندس شمس رو مالقات کنین و در ضههمن بعدازرهر برنامه بال لواسههون آقای احتشههامو دارین که تا پس فردا ادامه داره.