تاوان گناه پدرم | مهسا موحدیان پناه

نام رمان : تاوان گناه پدرم

نویسنده : مهسا موحدیان پناه

ژانر:اجتماعی,غمگین

خلاصه رمان تاوان گناه پدرم:

بعد سال‌ها گذشتن از قضیه نارو زدنِ پدر خانواده برزگر به پسرش، دختر پسر آقای برزگر، دچار شکست روحی شدیدی می‌شود. پدر خانواده ناپدید و اعضای خانواده مجبورِ رو زدن به پدربزرگ می‌شوند و…

 

قسمتی از رمان تاوان گناه پدرم:

من فکر می‌کردم قرار است رؤیا ببینم،
اما…
قبل از اینکه بخوابم، بیدارم کردند!
خیلی اشتباه کردم اما آدم‌ها با اشتباهاتشان بزرگ می‌شوند.
پدربزرگم آدم خوبی نیست؛ همین‌طور پدرم؛ همچنین مادرم؛ حتی مادربزرگم.
اما من همیشه آن‌ها را دوست داشتم!
این‌طور که آن‌ها از دوست داشتن من منصرف می‌شوند…
من هیچ‌وقت از دوست داشتن آن‌ها منصرف نشدم!
من دنیای تاریکی دارم.
درست مثل یک جعبه بسته که اگر آن را بازکنی چیزهای خوبی از آن بیرون
نخواهد آمد.
زندگی من یک دروغ بزرگ بوده است… یک وهم! یک خیال!
دوست دارم برگردم به سیاره‌ام،
به فضا؛
من پرت شدم پرت شدم به پلوتون!
او را دوست ندارم، تک‌وتنها؛ کلافه؛ طردشده؛ همه دارند سر به سرش می‌گذارند.
بهتر بگویم زندگی من یک کابوس بود.
بعضی وقت‌ها راه‌های برگشت‌ ناپذیر چشمک می‌زند.
حقیقت را فهمیدن زندگی کردن است،
شاید اگر بفهمی فوراً نابود خواهی شد؛
اما…
اگر نفهمی آرام‌آرام نابود می‌شوی،
انتخاب می‌کنی…
بین دو گزینه اشتباه، راه درستی وجود ندارد.
گزینه‌ای را انتخاب می‌کنی که کمتر آزارت بدهد.
از بدترین راه می‌روی و… .