در چشم من طلوع کن| اعظم طیاری

نام رمان:#در_چشم_من_طلوع_کن

نویسنده:اعظم طیاری

ژانر:#عاشقانه #پلیسی

خلاصه رمان در چشم من طلوع کن:                                                                                      دانلود رمان در چشم من طلوع کن

دانلود رمان در چشم من طلوع کن:غزاله زنی زیبا که با همسرو فرزند کوچکش در کرمان زندگی میکند برای عروسی خواهر شوهر برای اولین بار به تنهایی راهی شیراز میشود ولی باتوطئه یک قاچاقچی، مواد مخدر جاسازی شده در وسایل او توسط پلیس کشف و او به زندان می افتد با این که در تمام مراحل بازجویی که توسط سروانکیان زاد مهر ،غزاله به بیگناهی خود اصرار میورزد ولی بازجو بدون دلیل نمیتواند اورا اراد کند وغزاله به زندان میافتد و شوهرش پس از مدتی با تحریکخانواده اش او را طلاق میدهد و مادر غزاله از غصه دخترش میمرد و غزاله دچار افسرگی و بیماریهای روحی وجسمانی شدشد میشود و وقتی توسط بازجویشکیان زادمهر برای تحویل به کرمان میرود توسط قاچاقچیان مواد مخدر که قصد به گروگان گرفتن کیان زادمهر را داشتند ربوده میشود و مورد آزار و اذیتقرار میگرد ولی بلاخره با زرنگی کیان میتوانند از دست قاچاقچیان فرار کنند و…..

 قسمتی از متن رمان در چشم من طلوع کن:

دانلود رمان در چشم من طلوع کن:غزاله به هدفش رسیده بود، نگاه مشتاقش این بار در ویترین مغازه ها دقیق بود. بالاخره گردنبندی نظرش را جلب کرد و دقایقی بعد خرسند از تهیه کادویی که مطایق سلیقه اش بود بازار را ترک کرد و راهی منزل شد و به محض ورود شروع به بسته بندی غذاها کرد.

با فراغت از کار بسته بندی ، پس از سرو شام و شستن ظروف ، مشغول بستن چمدان کوچک خود شد. ماهان روی تشکچه کوچکی در حال بازی بود ، چون زمان شیرش فرا رسیده بود رفته رفته بنای بیتابی را گذاشت. نـ ـوازش پدر از گرسنگی طفل نمی کاست، از این رو منصور بالاجبار به سراغ غزاله رفت، اما با مشاهده غزاله که مشغول چیدن لباس و سوغات در چمدانش بود، با چهره ای دمق گفت..