دل من وسعت دریاست اگر بگذارند|silversea horse

نام رمان:# دل_من_وسعت_دریاست_اگر_بگذارند

نویسنده: #silversea _horse
ژانر:#عاشقانه #اجتماعی

خلاصه رمان  دل من وسعت دریاست اگر بگذارند:

داستان از زبان زنی بیان می‌شه که تو زندگیش همه چی داره. پول، شهرت، عشق، فرزند، درس خونده، به همه جا رسیده، اما در انتظار اون و خانواده ش است فقط من نویسنده می دونم و خدا.
پایان خوش…

رمانی پر از خالی…پر از ناگفته ها و گفته ها…پر از تکرار…

قسمتهایی از داستان واقعیت داره وفقط اسم اشخاص عوض شده…

قسمتی از رمان دل من وسعت دریاست اگر بگذارند:

در جای مشخص شده گذاشت و گفت :آخیش بلاخره این پروژه هم تموم شد.

سیمین از بچه های دانشگاه بود که بعد از دانشگاه ارتباط بین ما کاملا

قطع شده بود تا اینکه با کمک آرام برای آزمون استخدام به این شرکت

آمدم و بعد از استخدام شدن با سیمین همکار شدم ,من و سیمین در

بخش طراحی دکور اسیون داخلی شرکت کار میکنیم میتوان گفت الان

پنج ماهی هست که با سیمین روی پروژه های مشترک کار میکنم.
نگاهی به سیمین انداختم و گفتم:خسته نباشی عزیزم, خدا را شکر همه چیز خیلی عالی پیش رفت .
سیمین در حالی که لباسش را مرتب میکرد گفت :بچه های تیم اجرایی رفتند ,تو نمیخای بری؟