ساهی جلد دوم | کیمیا ذبیحی

نام رمان: ساهی جلد اول

نویسنده: کیمیا ذبیحی

ژانر: #عاشقانه

خلاصه رمان ساهی جلد دوم:                                                              رمان ساهی جلد دوم  

در جلد اول خواندیم: دکتر دادیار بعد بازگشت به ایران به “شیفته فراهانی”کمک می کنه تا حافظه اش رو بدست بیاره و در این راه… ممکنه عاشقش بشه؟
خلاصه جلد دوم: “آزاد فراهانی” مردی زخم خورده و افسرده، بعد مرگ خواهرش با خانواده اش به ایران برمیگرده و به درخواست عمه اش، روابطش رو با دخترعموش صمیمی‌تر میکنه که باعث میشه

دانلود رمان ساهی جلد اول| کیمیا ذبیحی

قسمنتی از متن رمان ساهی جلد دوم:

نفس عمیقی کشید و جای لبخند رو به اخم غلیظ

و ابروهای گره خورده به هم، داد. کیفش رو از روی میز برداشت

و گوشی رو از شارژ کشید و انداخت داخل کیف و درش رو بست. از اتاقش خارج شد و مشغول وارسی ساعت مچی روی دستش شد. سرش رو بالا اورد که با آراد رو به رو شد. لبخندی مصنوعی روی لبهاش نشوند و نزدیکش شد و لپش رو کشید.

-صبحت بخیر کوچولو

مثل خودش، اخمهاش رو در هم کشید.

تحمل این رفتار های سرد و خشک برادرش رو نداشت!

با ابرو های گره خورده، بیشتر شبیه به آزاد شد.

-من کوچولو نیستم

نیشخند روی لبهاش، به شدت آراد رو آزار می داد.

-هروقت یاد گرفتی تو رخت خوابت خرابکاری نکنی دیگه بهت نمیگم کوچولو!

از کنارش رد شد و آراد رو همون جا مبهوت، سر جای خودش رها کرد…

به سمت آشپزخونه رفت و کیفش رو روی میز وسط اشپزخونه گذاشت.

سلامی به پدرش داد و روی صندلی نشست

و مشغول به خوردن شد. بعد از چند دقیقه،

دور لبهاش رو با دستمال پاک کرد و کیفش رو برداشت.

رو به شهروز گفت: -من میرم شب هم دیر برمیگردم به احتمال زیاد با آیدا برای شام بریم بیرون، البته اگر پیداش کنم. کاری داشتی زنگ بزن و اگر دریا اومد اینجا، خبرم کن.

دانلود رمان  عاشقانه ساهی جلد دوم

-باشه پسرم خوش بگذره به آیدا سلام برسون. یادم بمونه حتما خبرت میکنم

سری به نشونه ی خداحافظی تکون داد و سعی کرد

لبخند بزنه. سوار ماشین شد و استارت

رو زد و ماشین رو به خیابون هدایت کرد. دلیل تلخی این روزهاش رو نمی فهمید. شاید دلیلش دوری از آیدا بود؟ بعد دو هفته از عقدشون، این چهارمین باری بود که با آیدا برای شام بیرون می رفت. چرا اینهمه ازش فاصله می گرفت؟ چرا دوری می کرد؟

تحمل بی محلی های اون رو نداشت. بعد مادرش….