لینک های دانلود به درخواست نویسنده حذف شد

نام رمان: سلحشور(بازگشت وارث)

نویسنده: *نونا جون*

 

ژانر : تخیلی – هیجانی – ماجرایی- حماسی

 

پایان: هیجانی- خوش در پایان کلی داستان
بصورت دنباله دار-چند جلدی

این رمان دارای جلد دوم است

خلاصه:

اندوه مرگ والدین بر قلب امیلی سایه انداخته. مرگی نابه هنگام و شاید مرموز…پلی میشود برای ارتباط با دیگران, هفت جوان…چرخه طبیعت روال خود را دارد… طلسم پیشنیان هنوز پابرجاست… ابرهای سیاه و متراکم , آسمان شهر را دربرمیگیرد و شاید این یک نشانه باشد… نفوذ دشمن!

 

قسمتی از داستان:

 

امیلی از حرص دندان هایش را برهم می سایید. هفت نفر وارد کلاس شدند و با تعجب به صحنه نگاه کردند. خنده ی ریز و مسخره آمیز جرج هنوز ادامه داشت و این , حرص امیلی را بیشتر در می آورد. فشار ناخن هایش بر کف دست, آن را به زق زق انداخته بود. ناگهان دست جرج بر شکم برآمده اش برده شد و قسمت معده اش را فشار داد. حالت چهره اش عوض شد و پوستش به سرخی گرایید. انگار که از دردی در عذاب بود… با ساعد دستانش به معده فشار می آورد و مانند مار به خود می پیچید. مانند مار به خود می پیچید؟!

 

با تعجب به جرج خیره ماند که از درد بر کف کلاس افتاده بود… نگاهی به دیانا و فلوریا انداخت که با تعجب به او نگاه می کردند. ترس وجودش را فرا گرفت. صحنه چقدر شبیه خواب لحظه ای او در کتابخانه بودند. انگار که واقعیت را دیده باشد…. با دستانی که صورتش را قاب گرفت, از درد کشیدن جرج چشم برداشت و به رزالین نگاه کرد که با نگرانی به او زل زده بود.

 

-هی… امیلی… منو نگاه کن.. ببین..

 

به چشمان آبی رز خیره شد… به مراتب, آرامش در وجودش پخش شد. نفسهایش آرام و آرامتر شدند….

 

-رز… من…
رز دستانش را بر شانه



دانلودستان

لینک های دانلود به درخواست نویسنده حذف شد