دانلود رمان قبول میکنم

 

 

نام رمان : قبول میکنم

نویسنده : مهدیه مومنی

ژانر : عاشقانه
خلاصه رمان قبول میکنم:

رمان در مورد یک ازدواج اجباریه…دو قلب سرد که قراره باهم گره بخورن اونم ناخواسته ولی آیا همیشه این دو قلب سرد میمونه؟

قسمتی از داستان رمان قبول میکنم:

چشمامو باز کردم و کش و قوسی به بدنم دادم.
از جام برخاستم و به سمت پنجره قدی و بزرگ اتاقم رفتم و بازش کردم کهنسیم ملایمی به تنم خورد و لبخند عمیقی رو به لبم آورد. نگاهی به باغ سرسبز انداختم و با خودم گفتم:
– تو اردیبهشت چقدر ویلا وباغ زیباتر میشه.
به سمت حمام رفتم و پس از یه دوش کوتاه،جلوی آینه ایستادم وموهای بلند و قهوه ای رنگم، که تا کمرم میرسید رو با سشوارخشک کردم .
ابروهای هم رنگ موهام، چشمان سبز تیره و لب های کوچولو و بینی باریکم چهره م رو زیبا کرده بود.
اندامم هم نقصی نداشت. درکل خوشگل بودم و این و ازتعریف های اطرافیان به خوبی میتونستم بفهمم.
ساپورت ضخیم مشکیم و به همراه یک تونیک قشنگ نسبتاً بلند پوشیدم.
موهام و مثل هرروز بالای سرم بستم، این حالت چشمام و کشیده تر میکرد وجذاب تر میشدم.
پس از پوشیدن صندلهای سفیدم به آرومی ازاتاق خارج شدم و با خود گفتم:
– بابایی، اگر تو و مامان منو تنها نمی ذاشتید من هیچ وقت مجبور نمیشدم خدمتکار بشم.
آهی کشیدم و خودم و به آشپزخانه رسوندم.
نازبانو با دیدنم لبخند پرمحبتی زد و گفت:
– سلام شهلا جون. صبحت بخیر.
با بغض بهش نگاه کردم.
فقط ۱۵سال داشت و با این سن کم باید کارمی کرد تا بتواند خرج عمل پدر پیرش را تهیه کند.
– سلام عزیزم صبح توهم بخیر.
آروم گونه اش رو بوسیدم و مشغول کارم شدم که نازبانو گفت:
– شهلا، آقا کوچیک داره برمیگرده.
شوکه شدم وتقریباً فریاد زدم:



دانلودستان