نام رمان: هیپنوتیزم
نویسنده: SaRa.ShS
ژانر: طنز.کلکلی
خلاصه:

داستان در مورد یه دختری به اسم انیسا شیطون، مغرور و گاهی هم لجباز.
انیسا رشتش مهندسی عمران و ترم اخری هستش که تو دانشگاه داره درس میخونه . استادشون برای پایان نامشون میگه باید روی یه طرح ساختمونی کار کنند و طرح هر ۱۰ نفری که بهتر شد به سفر پاریس میرن و نمره ی کامل پایان نامشون رو میگیرن . و برای اولین کارشون هم میتونن تو پاریس با شرکت Nko کار کنند . توی سفرشون اتفاق های زیادی میفته اما اتفاقی که زندگی انیسا رو تغییر میده جانبش رییس شرکت Nko هستش که به چه قصدی وارد زندگی انیسا میشه و مسیر زندگی انیسا به کل عوض میشه…

سخن نویسنده:

اولین رمانم رو تقدیم میکنم به دوست عزیزم نگین….که از اول پشتم بوده و حمایتم میکرده! امیدوارم بتونم یه روزی جواب تموم مهربونیهاش رو بدم….

مقدمه:

من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که میبینم بد آهنگ است
بیا ره توش برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم…
ببینم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟

قسمتی از رمان:

*بـه نـام خـدایـی کـه در ایـن نزدیـکیـستـ*

در کمدمو باز کردم و باز کردن کمدم همانا و ریختن یه کوه لباس رو سرم همانا.
با زور و بدبختی خودمو از لای لباسام بیرون کشیدم.پوفی و کردم و از ترس اینکه مامانم این صحنه خیلی قشنگ رو نبینه
داشتم تند تند لباسامو جمع میکردم که در اتاقم زده شد و مامانم وارد اتاقم شد .
با بهت به صحنه ی رو به روش نگاه کرد و گفت:
_آنیـــــــــسا
همچین گفت انیسا که پرده ی گوشم پاره شــد اه اه