دانلود رمان واحد روبرویی – جاوا،اندروید،pdf،ایفون

دانلود رمان واحد روبرویی

نام رمانواحد روبرویی

ژانر: عاشقانه – طنز و کل کلی

نویسنده:شیوا بادی

خلاصه رمان واحد روبرویی:

داستان درباره ى زندگی یه دخترو پسره..
دو نفر آدم عادى که زندگى اونهارو سر راه هم قرار میده..
دو نفر از دو دنیاى مختلف..
از دو شهر مختلف و با عقاید مختلف..
دونفر که تقدیر اونها با هم بودنه..
داستان از زبان هر دو نفر هست.. هم دختر و هم پسر..
دختر تنهاست و فقط خدا رو داره و پسر به ظاهر تنها نیست اما در باطن از همه تنها تره!
ببینیم تقدیر چطورى این دو نفرو سر راه هم قرار میده و چى میشه!

قسمتی از رمان واحد روبرویی :

امروزم مثل هر روز ..
باز کلاسم تموم شدو باید برگردم خونه..
خونه ای که هیچ کس توش منتظرم نیست ..فقط منم و تنهایی…..سال هاست تنها شدم..
همون موقع که اون فاجعه رخ داد..
همون سحری که منم مثل خیلی از بچه های شهرمون ، بی سرپرست شدم..
تازه موقعیت من بهتر بود …..از آب و گل در اومده بودم…دانشجو بودم….اونم دانشگاه دولتی تهران !
شایدم از بد شانسیم بود که مثل زهرای عزیزم ، تو شهر خودمون قبول نشدم ، تا منم مثل اونو خواهرو برادرمو بقیه ی هم کلاسی هام بمیرم ..
شاید بخت با من یار نبود که همراه پدرو مادرم نرفتم ..
موندمو تبعید دنیا شدم..
تبعید این دنیای مزخرف….بدون هیچ کس….حتی یک فامیل…فقط منم و خدای من !
خدای مهربونم که مصلحت دید من بمونمو زندگی کنم ….شاید تنهایی قسمتم بوده و از ازل تو برنامه ی زندگیم بوده..
وارد آپارتمان یا بهتر بگم ، برج ده طبقه ی اجاره ایم میشم..
از در لابی وارد میشمو به مش سلیمون سلام میکنم….با خوش رویی جوابمو میده ..
جلوی آسانسور می ایستم….باز تو طبقه ی هفتم مونده !
با نوک کفشم ، به زمین ضربه میزنم…صدای ملودی آسانسور شنیده میشه ….سرمو بلند میکنم….همزمان ، آسانسور توقف میکنه و درش باز میشه….دختر خوش پوش و زیبایی از درش بیرون میاد..
اونقدر زیبا هست که محو زیباییش بشمو یادم بره باید وارد آسانسور بشم….چشم های سبزشو به صورتم میدوزه و با لبخند پر عشوه ای نگاه ازم میگیره….هنوز نگاهم خیره به اون دختره….چرخیده و پشتش به منه….به مانتوی قرمز و شال و شلوار سفیدش نگاه میکنم..
خیلی خوش پوشه….چند قدم ازم دور شده … ولی هنوز ، بوی عطر خوبش به مشامم میرسه…بوی عطرش عالیه !
با لبخند چشمهامو میبندمو نفس عمیقی میکشم..
با شنیدن صدای در آسانسور که در حال بسته شدنه ، چشمهام باز میشه و به سرعت دستمو جلوی چشمی آسانسور میگیرم تا درش بسته نشه..
وارد آسانسور میشمو دکمه ی طبقه ی هفتمو میزنم ..
تو آینه ی آسانسور به خودم نگاه میکنم..
به چشم های قهوه ای خسته ام !
به صورت بی حالم !
به ابروهای پر و بهم ریخته ام !
به لباس های معمولی و ساده ام..
به کفش طبی قهوه ای رنگم !
همه ی اینها یادآور روز پر کارم بوده !
به طبقه ی هفتم میرسم….وارد سالنی میشم که متشکل از دوتا واحده !


در سوپر گروه تلگرمی رمان دانلود عضو بشید
برای عضویت کلیک کنید

چنانچه نویسنده ای راضی به انتشار رمان خود در سایت رمان دانلود نیستند از طریق تماس با ما اطلاع دهند تا رمان مورد نظر برداشته شود

نرم افزار های مورد نیاز

– فايل jar براي موبايل هايي با سيستم عامل جاوا , فايل apk براي موبايل و تبلت هايي با سيستم عامل اندرويد , فايل epub براي موبايل و ايپد با سيستم عامل آيفون ios و موبايل و تبلت با سيستم عامل اندرويد – باز شدن epub در اندروید در صورتي که برنامه ي moon reader يا jbook در گوشي و تبلت خود نصب کرده باشيد – فايل pdf براي کامپيوتر و گوشي و تبلتهايي که برنامه ي adobe reader در آن نصب شده باشد – فايل با پسوند زيپ zip بايد استخراج شود تا رمان مورد نظر بدست ايد با برنامه winrara در اندروید و کامپيوتر استخراج صورت ميگيرد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *