نام رمان : پائیز آغاز زندگیست

نویسنده : بهناز کاظمی

ژانر : اجتماعی – عاشقانه
خلاصه :

قصه ی ما قصه ی دختری است از جنس ناب محبت … محبتی که هرگز پوششی از منت را بر خود ندیده است … دختری که مادر به دنیا آمده است و مادرانه می بارد برای تک تک انسان های زندگی اش … دختری که دل به محبت خداوندش سپرده و دست در دست او با قدرت قدم بر می دارد و با لبخند پر نورش دنیای تاریک تنهایی اطرافیانش را روشن می کند … و وجودش همچون سرپناهی برای همه است … اما … همیشه امایی هست … زندگی همیشه بر یک حال نمی ماند … دست روزگار تیرگی هایی برای این دختر می آورد … او با این تیرگی ها چه می کند ؟!

قسمتی از رمان:

 

به نام خدا

در را باز کرد … قدم به بیرون گذاشت … به اطرافش نگاه کرد … دنیا بی روح شده بود یا او ؟ ! نمی دانست … قدم برداشت … شک کرده بود که نکند بی خبر فضانورد شده است ؟ ! انگار روی زمین قدم نمی زد . صدایش کردند نشنید … نگاهش کردند ندید … باد تند می وزید نفهمید … حتی زمین خورد حس نکرد … دوستانش فقط  گاهش می کردند و آرزو می کردند ای کاش حداقل حالت چهره اش عوض شود … نفس هایش سنگین شد … سر را که بالا آورد در سیاهی چشمان روبه رویش غرق شد … بغض کرد … اشک نریخت … اما بغض کرد … چه کرده بودند با او … چه کرده بودند …

***

با خودکاری در دستش دائم به میز ضربه می زد و هر از گاهی آهی می کشید . عاطفه به آرامی از پشت به او نزدیک شد و ….