نام رمان: چشمه عشاق

ژانر : عاشقانه , اجتماعی

نویسنده: لیلا شریف

 

 

خلاصه:

داستان برمیگرده به حدود پنجاه سال قبل تا به امروز ،روایت دختری روستایی به نام گیسو که که در روستایی دور افتاده همراه پدر مادر خود زندگی میکند ، او دختری جسور و بسیار زیبا ست عاشق اسب سواری است بر خلاف دختران روستا به مکتب میرود و تا کلاس هشتم درس میخواند روستایشان توسط ارباب یا همان خان خانزاده اداره می شود پسر خان که احمد نام دارد از بچگی عاشق گیسو میشود ولی گیسو هیچ گاه احمد و حرف و حدیثها اهالی روستا رو جدی نمیگیرد . او با وجود پدر مادری مهربان و روشنفکر خود را خوشبخت میداند و تنها نگرانیش مادرش است که از ناراحتی قلبی رنج میبر، . و مداوای آن هزینه زیادی میخواهد که از عهده آنها خارج است .
احمد گیسو را تحت فشار قرار میدهد که با ازدواج با او تمام هزینه درمان و عمل مادرش رو میپردازد گیسو درمانده ،نمیداند چه تصمیمی بگیرد از طرفی زندگی مادرش در خطر بود و هر چه زودتر باید تحت عمل جراحی قرار می گرفت واز طرفی اصلا احمد را دوست نداشت . با ورود دکتر جوانی به خانه بهداشت روستا زندگی گیسو و خانواده اش در مسیر جدیدی قرار میگیرد ، کسی که قلب کوچک گیسو را میلرزاند و او را در ستاره باران چشمان سیاهش در….

 

.