در حصار خاموشی | nadiya96sadeghi

نام رمان:#در_حصار_خاموشی

نویسنده: #nadiya96sadeghi
ژانر:#عاشقانه#اجتماعی

خلاصه رمان در حصار خاموشی:

در زندگی هرکسی فرازونشیب‌هایی هست که تلخ و شیرینی اون همیشه یه گوشه قلبت به یادگار می‌مونه.
دختر بی‌حاشیه داستان هم از این قاعده مستنثا نیست. این قصه زمانی فراز‌وفرودها رو در زندگیش رقم می‌زنه که برای اولین‌بار پا به دنیای بیرون می‌ذاره؛ دنیایی که اون رو یه‌ شبه از عرش به فرش می‌رسونه و دختری‌که تا به‌ حال لای پر قو زندگی می‌کرد، حالا باید طعم فقر و نداری رو بچشه؛ اما این دوران خاطراتی برای اون می‌سازه، خاطراتی از جنس عشق و سختی‌ که صبر بهترین راه برای کناراومدن با این برهه از زندگیشه.

بخشی از رمان در حصار خاموشی:

– میگم کوهیار این دختره واقعاً نوه‌ی آقا مالکه؟
بعد از چنددقیقه صدای بی‌تفاوت کوهیار به گوش رسید:
– هوم.
– اصلاً به قیافه‌ش نمی‌خوره روستایی باشه. بعدشم مگه اون می‌تونه این‌همه طبقه رو تمیز کنه؟
دوباره با همون لحن بی‌تفاوت جواب داد:
– خب که چی؟ اصلاً به من مربوط نیست؛ خودش خواسته پس باید بتونه.
صدای کلافه‌ی شاهین اومد:
– عجب آدمی هستیا! اصلاً ولش کن، حرف‌زدن با تو فایده‌ای نداره.
دیگه بیشتر از این منتظر موندن رو صلاح ندونستم و با وسایل کار وارد شدم.
شاهین تا من رو دید، سرش رو از روی پرونده‌ای‌که تو دستش بود بلند کرد و بهم لبخند زد.
کوهیار هم که اصلاً حضورم براش مهم نبود، بدون حرف در حال زیروروکردن پرونده‌ها بود.