رئیس کیه ؟ | راز_س (شاهتوت)

نام_رمان: #رئیس_کیه ؟

نویسنده:#راز_س (شاهتوت)

ژانر:#عاشقانه 

خلاصه رمان رئیس کیه؟ :

سرگرد پویش اریا … افسری وظیفه شناس … که با یه دنیا امید و وطن پرستی وارد گروه رئیس میشه تا بتونه هویت کسی که همیشه چیزی جز اسم رئیس رو یدک نکشیده پیدا کنه . تو این راه از چند نفر کمک میگیره . مثل یه دزد … یه پلیس … یه نابغه ریاضی … یه جاسوس … یه هکر … و یه راننده .
اما همه چیز مطابق افکار سرگرد پیش نمیره … اول دلش و می بازه و بعد بازی رو …
رئیس کسی نیست جز صنم … دزدی که قلب سرگرد و هم به سرقت برده . اما رئیس … از همه ی ماجرا باخبره و اخر بازی پویش و از میدان بیرون می فرسته … تا به همه ثابت کنه … مثل اسم واقعیش یه اتش سوزاننده هست . اما این اتش گاهی هم بین شعله هاش خودش و قربانی می کنه … قربانی یه عشق نو پا …

قسمتی از متن رمان رئیس کیه ؟

با صدای آلارم ساعت از خواب بیدار شدم. حوالی ۵ صبح بود. امروز جمعه بود. قرار بود با کیا
بریم بگردیم تا این بچه یکم سر حال بیاد. بعد از خوردن صبحانه نشستم جلوی تلویزیون تا یکم برنامه ببینم و از
دنیا با خبر بشم. کانال ها رو بالا و پایین کردم اما … خاموشش کردم و رفتم تا روزنامه هایی که دیروز خریده بودم و
از روی میز وردارم… از جامعه یه روز عقبم.

از فکر خودم خندیدم و درحالیکه سرم وتکون می دادم به طرف میز
ناهارخوری به راه افتادم. چند قدم بیشتر نرفته بودم که پام گیر کرد به لبه فرش و با کله خوردم زمین. :اه! لعنت به –
این شانس…! همین طور داشتم زیر لب غرغر میکردم که موقع بلند شدن چشمم خورد به یه چیز مشکی رنگ که
زیر میز چسبیده بود. با دقت بهش نزدیک شدم. یه میکروفون بود.

یکی داشت تو خونه خودم من و می پایید. خیلی
نشون ندادم که چیزی پیدا کردم. کسی که این میکروفون و گذاشته این زیر صد در صد چند تا دوربین و میکروفن
دیگه هم این ور اون ور جاسازی کرده! بلند شدم و بی تفاوت روزنامه ها رو از روی میز برداشتم و روز مبل راحتی
نشستم و سعی کردم خودم و پشت روزنامه مخفی کنم….