ردهای ماندگار | moon shine

نام_رمان#ردهای_ماندگار

نویسنده:moon_shine#

ژانر:#عاشقانه 

خلاصه رمان ردهای ماندگار :

دانلود رمان ردهای ماندگار : ماندگار دختریه که روی صورت ودستهاش پررد چاقواِ…هرکسی که میبینتش یا چهره اش درهم میره یا با اشمئاز بهش نگاه میکنه .این ردها حک شدن روی پیشونی وگونه اش ..روی بند بند انگشتهاش وهیچ کس نمیفهمه ماندگار چه دردی میکشه وچقدر منتظر اون روزیه که خدا حقش رو بهش برگردونه ..
ماندگار داستان من قربانی یه کینه ی بی دلیل شده ..فرهاد به دلیل مرگ برادر ناکامش شایان به دنبال انتقام از نامزد شایان برمیاد وتو این بین یه اشتباه بزرگ مرتکب میشه ..اینکه ماندگار رو به مدت شیش روز تمام اسیر میکنه وبا چاقوهایی که روی صورت ودستهاش میکشه اون رو به زشت ترین وکریه ترین دختر دنیا بدل میکنه ..
حالا هفت سال از اون روزها گذشته وماندگار با خط های گوشتی روی صورتش پذیرای عشقی زیبا شده ..ولی ایا رازی در پس این عشق نهفته است ..؟ایا ماندگار میتونه فرهاد وکینه اش رو فراموش کنه ودرکنار عشق نوپاش خوشبخت زندگی کنه ..ایا فرهاد بالاخره میفهمه که ماندگار هیچ تقصیری نداشته ..؟
پ.ن..داستان قطعا نه تو سبک همخونه ای هست نه ازدواج اجباری ..نه فرهاد عاشق ماندگار ..پس با من وفرهاد وماهان همراه باشید تا به همه ی سوالهاتون جواب بدم …
پایان خوش.

 

قسمتی از متن رمان ردهای ماندگار :

چشمهام گشاد موند ..ماندگار بود ..با همون مانتو ومقنعه ای که دزدیده بودمش ..با همون دستهای
پرازخون ..با جای چاقوهایی که همین طور چک وچک ازش خون میچکید ..
یه لحظه از هیبیتی که جلوی چشمهام قد کشید ترسیدم واز پشت رو زمین افتادم ..
شایان ..پس شایان کجاست ..؟
عقب عقب رفتم واطرافم رو نگاه کردم ..باز هم تاریک بود وماندگار تو مرکز روشنایی با همون
چشمهای سرخی که فکر میکردم مال شایانه بهم زل زده بود ..
-شایان کجایی ..؟
-اینجام فرهاد ..بهم نگاه کن ..
چرخیدم به سمت ماندگار ..صدا از لبهای ماندگار درمیومد ..