رسوب| Sun Daughter

نام رمان:#رسوب

نویسنده: #Sun Daughter
ژانر:#عاشقانه#اجتماعی

خلاصه رمان رسوب:

داستان درباره دختری به اسم هلن هستش که در دانشگاه با پسری به اسم کیان آشنا میشه و قرار بر این میشه که ازدواج کنن اما با اتفاقی که برای هلن میفته پدر کیان سعی میکنه که …

سوب یعنی ته نشین شدن!
حل نشدن ، غرق نشدن … باقی موندن تو هر شرایطی!
رسوب یعنی فرار نکردن … یعنی اطرافتو عوض کنن اما تو سخت و محکم همچنان باشی! رسوب یعنی بودن!
رسوب یعنی جامد موندن… رسوبی شدن یعنی تو هیچ حلالی رقیق نشی… غلیظ نشی! 
هم بزنن… تو رو مخلوطتت کنن ، همگنت کنن اما ناهمگن بمونی!… مخلوط نشی ، محلول نشی! 
تو سخت بمونی و ادامه بدی… 
هرچی خواستن تو رو بشکنن اماباز بمونی… باشی… اصلتو از دست ندی… اصالتتو فراموش نکنی! 
تو هر حلالی… هر دردی… تو رسوب کنی…!!! تو سخت بمونی… بذاری بقیه در تو حل بشن نه تو در بقیه!!!

به تعداد آدم های روی زمین میتوان نوشت.
به تعداد هر انسان …میتوان ترسیم کرد.
به تعداد هر چشم میتوان دید ، میتوان وصف کرد… به تعداد هر گوش میتوان شنید و شنید و شنید …
به تعداد تک تک موجودات میتوان زندگی ساخت!
و به تعداد تک تک اجزای زمین میتوان خدا را پیدا کرد.

از زبان نویسنده:

رسوب در بیان علم شیمی یعنی ته نشین شدن مواد در محلول های متفاوت.
در بیان علم عمومی و آزاد هم میدونیم که زمین ابتدا آب بوده و بعد جریان آب سنگ ریزه و شن ها رو روی هم گذاشته که باعث ساخته شدن کوه ها شدن . حتما تو جاده ی شمال این کوه های رنگی رنگی رو دیدید که از انباشته شدن رسوبات مختلف پدید اومدن.

ولی رسوب برای شخص من ، فقط دو مفهوم بالا رو در بر نمیگیره.رمان رسوب | Sun Daughter -دانلود با فرمت اندروید و پی دی اف

رسوب برای من مفهوم باقی موندن رو داره