رمان سیبل (جلد دوم تیری در مسیر ) | سعیده نعیمی

نام_رمان: #سیبل

نویسنده:#سعیده_نعیمی

ژانر#عاشقانه #پلیسی 

رمان تیری در مسیر (جلد اول) | سعیده نعیمی

خلاصه رمان سیبل :

حسین بعد از گذشت چند ماه از فرار مهرداد به همراه ساغر، هنوز ناامید نشده و به دنبال پیدا کردن راهی برای بازگرداندن ساغر است. اما در این بین نمی داند که مهرداد سنایی مدتی است به ایران بازگشته و بعد از ملحق شدنِ دوباره‌اش به باند، کار قاچاق را از سرگرفته.

قسمتی از متن رمان سیبل :

بخاطر زخم دستش پا روی کمرش گذاشت تا تکان نخورد و تقلایش برای بلند شدن را خنثی کند. جفت دستان ضارب را از پشت گرفت و
با خشم او را به سمت خودش چرخاند. ناگهان حیرت تمام وجودش را گرفت و خشکش زد. چشمانش تا آخرین حد گشاد شدند.
نمیتوانست واقعیت داشته باشد. با شوک و ناباوری لب زد:

– ساغر…؟ خودتی؟
حسین سرتا پایش را خوب نگاه کرد. خواب بود یا که بیدار؟ بازوهای ساغر را گرفت نقطه به نقطه لمسشان کرد. هیچ خوابی اینقدر واضح و
شفاف نمی توانست باشد. عقب کشید و نا آرام چنگ درموهایشزد:

– زنده است…زنده است. خدایا ممنونم، ممنون…

با شور و شعفی که یکباره وجودش را گرفته بود سرشانه هایش راگرفت:

– بهم گفتن تو مردی… کجا بودی؟ منو که نصف جون کردی…فرصت پاسخ به او نداد. شادی اش بیش از ظرفیتش بود و بیخیال
شرعیات و حدو حدودشان شد. محکم او را به آغوش فشرد و بوسهای روی کلاه کاپشنش زد.
-خدایا شکرت…شکر…
ساغر هم از اینکه حسین را آنجا مقابل خودش میدید متعجب شدهبود. خودش را از آغوشش بیرون کشید و به پشت سر حسین

نگاهکرد. پس آن کسی که تعقیبش میکرد حسین بود. سوالهای زیادی بهمغزش هجوم آوردند که نمیدانست از کدام شروع کند.
-تو اینجا چیکار میکنی؟ میدونی اونی که… توی قبرستونه کیه؟