عود | شیدا شفق

نام رمان: #عود

نویسنده: #شیدا_شفق
ژانر: #عاشقانه

خلاصه رمان عود:                                                                                   رمان عود

این رمان حکایت زندگی دختریست (نیاوا) که بعداز طلاق از پسر عموی هوسبازش از طرف خانواده طرد میشود

و مجبور به مهاجرت و پناهندگی در اروپا میگردد اما سرنوشت

او به همان آرامی که خودش تصور میکند پیش نمیرود و این آرامش نسبی که بعداز ۵ سال پناهندگی به دست آورده است

با دزدیده شدن و فروخته شدنش به دلالان خرید و فروش دختر دوباره از بین میرود.

داستان دقیقا از زمانی شروع میشود که وانیا دختر رنج دیده ی ما را دزدیده اند…

نویسنده : هیچ وقت در خلاصه نویسی استعدادی نداشتم و شاید همین الان هم خلاصه ای که از رمان بیان کردم چنگی به دل نزنه ولی..

توصیه میکنم اگر دنبال رمانی هستید که از خط به خطش تنها آرامش و لذت به دست آورد عود رو از دست ندین!

قسمتی از متن رمان عود:

هیچ پس زمینه ای از اینکه روزی چنین اتفاقی برایش بیوفتد نداشت،

او زادگاهش را رها کرده بود و در مکانی به مراتب امن تر زندگی میکرد و

هرگز نمیتوانست فکر کند که روزی از داخل مترو دذدیده شده و به جایی میان اعراب و صحراها آورده شود.
دو روز کامل را بدون وقفه درحال حرکت کردن و درین دو روز چیزی حدوده چهار ساعتی بیشتر کل کاروان استراحت نکرد، فکر رسیدن به مقصد این کاروان که مطمئن بود دختران دیگری نیز با خود خواهد داشت خواب را کامل از سر وانیا پرانده بود.

با اینکه از فرهنگ مردم عرب اطلاع چندانی نداشت ولی از عیاشی ها و خلاف های پنهانی که انجام میدادند دورا دور خبر بود و حدس هایی که در آن واگن آهنی میزد به طولی نیانجامید که واقعیت پیدا کرد!
کاروان در یک شهر که درست در وسط بیابان بنا شده بود و به نظر نقطه تقاطع تمام کاروان ها بود ایستاد و اینبار همراه وانیا از دیگر واگن ها نیز دخترانی خارج شدند که ماننده اوچشمان و دست و پاهای شان بسته بود. با اینکه چشمانش بسته بود ولی باز هم میتوانست احساس کند که بر روی سکویی ….



دانلودستان

به دلیل ممنوعه بودن رمان لینک دانلود حذف شد!