کبوتر|افسون امینیان

نام رمان:#کبوتر

نویسنده: #افسون_امینیان
ژانر:#عاشقانه #جنایی

خلاصه رمان کبوتر:                                                                                    دانلود رمان کبوتر

دختری است به نام شیدا.
این دختر به اندازه ای ساده و معمولی می باشد که همیشه در حاشیه است و کسی او را نمی بیند.
تا این که او یک روز تصمیم می گیرد عاشق شود. 
او عشق را در کنار مردی تجربه می کند که دوازده سال از او بزرگتر است.
مردی که گذشته ی تلخی داشته و این گذشته تلخش بر روی آینده شیدا سایه می افکند.
طوری که شیدای داستان ما متهم به قتل می شود…

قسمتی از رمان کبوتر:

سرد و خشن مانند دقایقی پیش باز تکرار کرد. 
نام نام خانوادگی… سن…؟ 
سرش به دوران افتاد و نمی دانست که چقدر گذشته است.
این چندمین باری بود که نام و نام خانوادگی اش را می گفت.

به چشمان ریز و دکمه مانند بازپرس خیره شد، که زیر آن ابروهای پر پشت و مردانه ریز تر دیده می شد، و هاله ی سیاه زیر آن ترسناک ترش کرده بود.
به سختی آب دهانش را فرو داد.
گلویش مانند کویری خشک و تشنه بود.
نگاهش را از لیوان آب گرفت.
شیدا قلی فتحی…
بیست سالمه…
دیگر حتی پیشوند قلی اذیتش نمی کرد.
مرد چشم دکمه ایی بار دیگر ورق های پیش رویش را زیر و رو کرد.
انگیزت از قتل ساناز احمدی چی بوده…؟
دست های عرق کرده اش را در هم تنید.
من اون رو نکشتم…
صدای بازپرس این بار بلند شد.
چرا انکار می کنی…؟ توی صحنه ی قتل حضور داشتی…
و با آلت قتل بالای سر مقتول نشسته بودی…! دوتا هم شاهد داری، جایی برای انکار نمی مونه… از اون گذشته همه دیدن…