زنی به نام مجنون | ملیحه بخشی

نام رمان: زنی به نام مجنون

نویسنده: ملیحه بخشی

ژانر:عاشقانه، اجتماعی


خلاصه رمان زنی به نام مجنون:

رمان زنی به نام مجنون،داستان زندگی زنی که عاشق شوهرشه ولی وقتی بچه‌ی دومش رو باردار میشه ، شوهرش می‌گه من این بچه رو نمی‌خوام و اگه می‌خوای زندگی کنی باید بچه رو سقط کنی و زن قبول نمی‌کنه و ماجراهایی که این وسط پیش میاد….

 

قسمتی از متن رمان زنی به نام مجنون:

عاشقانه هایی برای مردی که…

روی تخت دراز کشیدم وگوشیم رو روشن کردم ، خنده ای که منو مس*ت می کرد توی قاب گوشی پدیدار شد ،
بوس*ه ای به چهره ی یاشار که پس زمینه ی گوشیم بود زدم ، اشک آروم ومظلومانه از چشمه ی چشمم جوشیدن گرفت ، گوشی رو روی سی*نه م گذاشتم و روی قلبم محکم فشردمش ، من از همین الان وحشتناک دلتنگتم عزیزم…
یاشارم تو ساکن قلب منی ! قلبم بدون تو سخت می زنه ، منو به جدایی محکوم نکن…
اشک می بارید و کم کم موها و بالشتم از بارش بارون نگاهم خیس خیس شده بود …
این شب بهاری رو ، عجب سوز سرمایی احاطه کرده بود ، تمام یاخته های بدنم می لرزیدند و یاشار رو طلب می کرد ، منِ مجنون از لیلی م جدا افتاده بودم… چشمه ی اشکم از جوشیدن نمی افتاد

 

دانلود رمان زنی به نام مجنون | ملیحه بخشی

من از بتی که می پرستیدم جدا شده بودم.
توی خودم جمع شدم و خودم رو توی آغوش خیالی یاشار جا دادم ، همونجا که عطرش بی داد می کرد وتصویر جذابش می خندید ، آغوش خیالیش هم برام حس گرم پناهگاه داشت .
یاشار ذهنم ، بازوش روی بازوم مماس شده بود و با سرانگشتای سحر انگیزش موهام رو پشت گوشم می داد، حرکت نوازشگر دستش بین موهام عجب آرامشی تزریق روح خسته م می کرد ،
منو توی آغوشش می فشرد وآروم توی گوشم زمزمه می کرد
– هدیه باز که داری می خندی!
این تکه کلامش بود هر بار که من جایی کنار سینه ی مردانه‌اش اتراق می‌کردم…

 

چند رمان دیگر که شاید بپسندید:



دانلودستان

    • تعداد صفحات کتاب : 101 صفحه