طعم گس سیگار | دلی مسلمی

نام رمان:#طعم_گس_سیگار

نویسنده: دلی مسلمی

ژانر:#عاشقانه #اجتماعی


خلاصه رمان طعم گس سیگار:

رمان نذار از نفس بیفتم،داستان دختری به اسم پونه ست…تو زندگی مشترک با میعاد به شدت به مشکل بر میخوره…!
میعاد فکر میکنه پونه دوست پسر داره..
بهش شک داره و روزگار رو برای پونه جهنم میکنه به حدی که دعواشون میشه میعاد پونه رو به شدت کتک میزنه و در نهایت سعی در خفه کردن پونه داره…پونه برای نجات جونش مجبور میشه به میعاد چاقو بزنه و فرار کنه…”پایان خوش”

 

قسمتی از متن رمان طعم گس سیگار:

سمت مبل راحتی نزدیک شومینه رفتم و روی اون ولو شدم.

تلفنم رو از کیفم بیرون کشیدم تا به مهسا خبر رسیدنم رو بدم.

حتما تا حالا خیلی نگران شده!                                                 

حدسم درست بود.از تعداد میس کال ها به خوبی میشد فهمید که خونش خشک شده.

تو لیست میس کال ها رفتم چند زنگ از،مهسا داشتم و بقیه چند شماره نا آشنا بود که هر کدوم به دفعات زیادی زنگ زده بودن.

با دیدن شماره های ناشناس تو فکر رفتم و به شدت ترسیدم!

با خودم گفتم:

 

دانلود رمان طعم گس سیگار | دلی مسلمی

-حتما پلیس…! دنبالم هستن تا پیدام کنن!

وااای آخرین بار از تلفن خونه به مهسا زنگ زده بودم اگه

پرینت تلفن رو بگیرن…؟!

باید به مهسا زنگ بزنم و همه چیز رو براش تعریف کنم…! اون رو هم تو دردسر انداختم!

دستم رو رو اسم مهسا بردم و دکمه سبز رو لمس کردم.

کمتر از چند ثانیه صداش تو گوشم پیچید.

با جواب دادن سریعش معلوم بود چقدر منتظر تماسم مونده بود.

 با صدایی نگران و شاکی گفت:

-معلومه کجایی تو؟مردم از نگرانی!

خبر رسیدنم رو دادم و از نگرانی درش آوردم.

چند دقیقه ای طول کشید کل ماجرای دیروز و تصمیمی که بعد از صحبت باهاش گرفته بودم  رو مو به مو براش تعریف کنم.

از اتفاق غم انگیز شبش که فکر میکرم شب رویایی برامون میشه… و قبول ناگهانی پیشنهادش برای اومدن به شمال که بعد از چاقو زدن به میعاد مجبور به انجامش شدم!…

نفس عمیقی کشیدم و اشک های بی امونی که از صورتم سرازیر میشد رو با پشت دستم پاک کردم!

 



دانلودستان

    • تعداد صفحات کتاب : 77 صفحه