طلسم آبی جلد اول | Aramis.H

نام رمان: #طلسم_آبی

نویسنده: #Aramis_H
ژانر: #معمایی #تخیلی

خلاصه رمان طلسم آبی:

رمان راجع به یه جنگل دور و جادوییه که پدر ملکه برای انتقام از دخترش، طلسمی به اسم طلسم آبی رو اجرا می‌کنه و تمام موجودات کم‌کم تبدیل به سنگ مرمر آبی میشن.

دختری که به گفته خودش همزاد یکی از این موجوداته، برای کمک و نجات جنگل به اونجا میره.

در این راه اتفاقاتی می‌افته که گذشته‌ی اون دختر و همزادش رو فاش می‌کنه.

بخشی از رمان طلسم آبی:

درچمنزارقدیمی درجایی که دیگرانسانها فکر میکردندوجودندارد،زندگی درجریان بود گیاهان وموجودات آنجاهمه زنده ومشغول زندگی بودند.
گیاهان انجااسرارآمیزوموجوداتش افسانه ای بود.
زیباترین نما راازسرزمین، ازآن ملکه افسرده بود.
این ملکه، زیبایی خاصی نداشت نه ظاهرزیباونه حتی باطن زیبا راکه برازنده یک ملکه باشد.

برخی ازموجودات میگفتندحتی جادویی هم ندارد برخی هم میگفتنداوملکه واقعی نیست و این صددرصدهمه رابه شک انداخته بود.
تنهایی و ناراحتی ملکه افسرده راهیچکس ندید هیچکس به این نکته دقت نمی کرد.
روزهامیگذشت وکم کم امنیت جنگل به خطرافتاد،ولی مانندهمیشه ملکه افسرده هیچ عکس العملی نشان نمیداداینبارقضیه جدی بود . حیوانها هرکدام حرفی میزدندبه عنوان مثال یکی میگفت:دوران حکمرانی ملکه تمام شده!
دیگری میگفت:اوخود مسبب این ناامنی است.
– شاید نیازداریم ملکه ای جدید انتخاب کنیم.
– من هم موافقم!

اینگونه سکوت جنگل ازبین رفت .انهابه نشانه اعتراض برای ملکه جایگزین انتخاب کردند تاملکه مسئولیت پذیرشود.