طلسم اشتباهی|kimia.ace

نام_رمان#طلسم_اشتباهی

نویسنده:#kimia.ace

ژانر:#ترسناک #تخیلی

خلاصه رمان طلسم اشتباهی

دانلود رمان طلسم اشتباهی:کاترین مورگان ، مثل همه ی هم سن و سالان خود، برای قدرت بیشتر دست و پا می زند. بااین تفاوت که کاترین در خانواده ای جادوگر زاده شده است… دست و پا زدن های بی امانش به هیچ می انجامد و به دلیل جاه طلبی اش به زمان و بُعدی دیگر تبعید می شود. آیا سرانجامش مرگ خواهد بود؟ آیا این برای او که همواره تشنه ی قدرتی بیشتر بوده، عبرتخواهد شد؟ یا این که کاترین راهی می یابد تا بُعد دیگر را مثل زندگی خودش در دنیای خودش آشفته کند؟ »باشد که شما جادوگران عبرت بگیرید!«

 قسمتی از متن رمان طلسم اشتباهی:

نزدیک شدند.جمعیت دیوانه وار، مثل دسته ای از مگس ها، پچ پج می کردند.می توانستم از بین حرف هایشان جملاتِ «اون دیوونه شده»،«نمی تونه این کار رو بکنه»، «خونش بهش اجازه نمیده» و امثالهم را بشنوم.

دستی پوشیده شده با آستین چرم سیاه مرا به کناری کشید،پدرم بود.خیره شد در صورتم و گفت:

– همین الان حرفاتو پس بگیر.این کار احمقانه اس!و تو نمی تونی اولین احمق از نسل مورگان ها محسوب بشی!

بله!اگر قرار بود خانواده ی من –یعنی مورگان ها- اسم وسطی داشته باشند، آن اسم خود کلمه ی محتاط بود. آنقدر محتاط که طلسم های دو طرفه را دو نفری انجام می دادند، شکستن یک استخوان برای کمتر از سه نفرشان با جادو غیرممکن بود و کلی چیز شرم آور دیگر…همین محتاط بودن باعث شده بود که خونشان مقاوم شده و کم کم به اندازه ی خون یک انسان ضعیف و بی استفاده شود

فردیک با صدایی که از عصبانیت و نگرانی می لرزید، گفت:

– چه عددی را برای خوش یمنی انتخاب می کنی فرزند آدلاید و جاناتان؟

– سیاره ی ونوس قربان.

این بار صدای فریاد بعضی ها بالا رفته بود،من به جای استفاده از انرژی اعداد خاص جادوگری که شامل۱ و ۳ و ۷ و ۱۳ و ۱۳+۱ و۲۱ و ۳۳ و ۱۲۱ و ۱۶۹ می شد می خواستم از انرژی سیاره های خاص برای تامین استفاده کنم؛این کار به طرز عجیبی بین اعضای خانواده ی من نامرسوم بود و حس می کردند که باعث بد شانسی می شود اما من در کتاب راهنمای مادربزرگ ناتالی چیز هایی در باره ی انتخاب سیارات خوانده بودم،توضیح جالب توجهش این بود که هنگام شروع طلسم گشاینده، خطرات زیادی از قبیل مرگ را به دنبال خواهد داشت ولی بعد از آن می توانست ریاست هر انجمنی را نصیبت کند.

فردریک(پدربزرگم) با بهت گفت: