عروس خون بس | مریم _ نازنین

نام_رمان: #عروس_خون_بس 

نویسنده:#مریم _ نازنین

ژانر: #عاشقانه 

خلاصه رمان عروس خون بس :

داستان درباره دختریه به اسم روژان تو یکی از روستاهای ایران زندگی میکنه ، که بخاطر یه رسم قدیمی که هنوز در بعضی مناطق پابرجاست محکوم به قربانی شدن میشه فقط به یک جرم… دختر بودن…

قسمتی از متن رمان عروس خون بس :

 

.مقداری از مسیر رو که طی کردن چشمان روژان بسته شد وخوابید.سهیل ماشین رو یه گوشه نگه داشت.صندلی رو خوابوند تا راحتر بخوابه یه پتو مسافرتیم از صندلی عقب برداشت کشید روش.احساس عجیبی به این دختر داشت.

انگار به دنیا اومده بود که از این دختر حمایت کنه حالا خوشحال بود که ماموریتش خوب انجام داده.بعد از یک روز و نیم به تهران رسیدند.

روژان باتعجب به خیابون ها و آدما نگاه میکرد انگار پا به یه دنیای جدید گذاشته بود.با خودش فکر کرد چرا این همه تفاوت تو اون روستای دور که گاز کشی هم نداشت با آدمایی که کار میکردن تا زنده بمونن و اینجا که مثل یه شهر رویایی بود.

سهیل جلو یه ساختمون بزرگ با نمای زیبا ایستاد.سرایدار سریع بیرون اومد درباز کرد سهیل رفت داخل.

ماشین پارک کرد.پیاده شدن و به سمت آسانسور رفتن.روژان میترسید وارد آسانسور بشه
-بخدا ترس نداره تو بیا من همراهتم دست بده من…