عشق با طعم سادگی | م-علیزاده بیرجندی

نام_رمان: #عشق_با_طعم_سادگی

نویسنده:#م-علیزاده بیرجندی

ژانر:#عاشقانه 

خلاصه رمان عشق با طعم سادگی :

می گفت نباشم چون حس می کردسادگی اش این روزها خریدار ندارد !
اما داشت !من خریدار بودم همه سادگی های عاشقانه اش را ! …
قدم زدم کنارش در جاده های سادگی تا بفهمد من فقط عشق را با یک طعم کنارش می پسندم آن هم طعم سادگیست!
اصلا سادگی یعنی زندگی ! یعنی خودت باشی و او…
دور از همه حرفهایی که نمی ارزد حتی به گوش کردن !
دور از لذت هایی که فقط برای چند ثانیه و گذراست و فقط زرق و برق دنیا!
اصلا سادگی یعنی عاشقی!پایان خوش.

 

قسمتی از متن رمان عشق با طعم سادگی :

لبخند محوی صورتش و پر کرد که گفتم: میدونی امیرعلی از وقتی فهمیدم دوست دارم؛ همیشه بایک رویا خوابیدم … اینکه تو خسته بیای خونه و دستها و لباسهات کثیف باشه و من کمکت کنم دستهات رو بشوری… بهت بگم خسته نباشی یک کمم غربزنم چرا لباست کثیف شده… !
آروم خندیدو زیرلبی گفت: دیونه ای ؟! همه دنبال یک شوهر نمونه میگردن که با افتخار کنارش
قدم بردارن اونوقت تو آرزوی شستن دستهای سیاه و لباس کثیفم و داشتی؟
نگاهم رو از چشمهایی که حالا برق میزدن گرفتم و خیره شدم به دکمه های ریز و سفید سر
آستینش .

_ افتخار میکنم کنارت قدم بردارم چون میدونم یک شوهر واقعی هستی که میتونم بهت تکیه کنم…داشتن ظاهر مدو مارک که فقط چشم پرکنه به درد من نمی خوره …چیزی که من و خوشحالمیکنه اینه که تو باهمون دستهای سیاهت عجله کنی بیای دنبالم برای اینکه من توی شب معطل نشم…خیالم راحته اگه جایی کارم گره بخوره یا جایی باشم که بترسم و بهت زنگ بزنم سریع خودت رو بهم میرسونی و من به جون می خرم اون لباسهای سیاه کارت رو که از عجله یادت رفته
باشه دربیاری…میشه برام افتخار که برات مهم بودم !