مرا بخوان تا اجابت کنم تو را| گندم تقی زاده

نام رمان:#مرا_بخوان_تا اجابت_کنم_تو_را

نویسنده: #گندم تقی زاده
ژانر:#عاشقانه

جلد اولمن از این مرد میترسم                                                                    مرا بخوان تا اجابت کنم تو را

خلاصه رمان مرا بخوان تا اجابت کنم تو را:                                        

خیابان بی انتها ،میان هیاهوی وشلوغی ها قدم میزند و در پیله ی تنهایی خود فرو میرود
نگاه ی به آسمان میاندازد 
ابری است ….
گویا آسمان هم همچون دل او گرفته… 
باران کم کم شروع به باریدن 
میکند و قطرات باران سخاوتمندانه برسر و صورتش فرو میریزند.از سردی هوا تنش را در اغوش میکشد و درخود جمع 
میشود. سرما تامغز استخوانش نفوذ میکند و لرز براندامش میاندازد.

  قسمتی از متن رمان :

باعصبانیت چنگی بهموهام زدم و دوباره به نقشه ی روی میزچشم دوختم.نه یه جای کارمیلنگید.
هرچقدرخط هاواندازه هارو بالا و پایین میکردم حسابو کتابم جوردرنمیومد وبازهم توی قسمت داکت وتاسیسات به  مشکل برمیخوردیم.
این همه زمانب هشون نداده بودم تااخر این نقشه ی پر ایراد روبهم تحویل بدن.

مطمئنن توی قسمت لوله کشی هاهم به مشکل برمیخوردیم.این نقشه ها ازیک طرف یک عصابم روبهم ریخته بودند
و ازطرف دیگر هم فشارهای احمدی برای تحویل دادن هرچه سریعتر نقشه هاباعث شده بود اصلا تمرکز نداشته
باشم.
بادست نقشه روپس زدم و محکم روی میزکوبیدم باصدایی که ایجادشد هلما،علی وسعید هرسه تاشون کنارهم
صاف ایستادن ودستب هسینه نگاهم کردن

سعیدکمی نزدیک ام شد،خواست حرفی بزنه که بلندسرش دادکشیدم:این چه وضعیه مهندس عسگری؟
خودت یه نگاهی به نقشه ها انداختی؟این چرندیات چیه که تحویل من دادی فکر نمیکنی کم کاری کردی؟

میدونی که تاچندروزه دیگر بایدطرح نهایی رونشون احمدی بدیم اونوقت هنوز اصلاحیات نقشه انجام نشده.

سعید:باورکن امیرعلی زمان کم بودوگرنه من تلاشمو کردم بعدش هم نقشه هادست مهندس نعمتی بود ایشون کم
کار گذاشتن واصلاحیات به عهده خانم نعمتی بوده.



دانلودستان