ملودی زندگی من | .ARAM.

نام_رمان: #ملودی_زندگی_من

نویسنده:.ARAM.#

ژانر:#عاشقانه #طنز

خلاصه رمان ملودی زندگی من:

داستانی از جنس عاشقانه ی آرام!
دختری از نسل حوا … پسری از نسل آدم … از نسل امروز … از جنس دیروز! دختری سنگین و رنگین … شیطون و لجباز … مهربون و احساسی … پسری خودخواه و مغرور … مرموز و اخمو … دل پاک و خود ساخته …هر دو تو زندگی مشکلاتی دارن اما با زمانه میجنگن … مقاوم و صبورن … به روی کسی نمیارن و تو خودشون میریزن … خود خورن! هردو مثل هر کس دیگه طرفدار پر و پا قرص دارن اما مهم آدمشه؛ که هیچ کدوم به نتیجه ای نرسیدن و تنهان و زندگی روزمره رو طی میکنن و از هر لحظه زندگی لذت میبرن …

آدمای این داستان میخواد بهتون نشون بده که میشه زندگی کرد … میشه بدون هیچ غم و غصه ای روز و از نو شروع کرد … میشه با مشکلات جنگید و نباخت … فقط باید خواست!آدمایی که تو زندگی تلاش کردن و تحصیلات عالی بدست آوردن تا در آینده موفقیت و خوشبختی بدست بیارن … تا بتونن دنیا ُ رو دست بچرخونن … تا به درجات عالی برسن و زبون زد همه بشن … تا زندگی آروم و بی دردسر و بی دغدغه داشته باشن … میخوان بگن باید بخوای تا بتونی؛ تا بهترین باشی … تا خوشبختی راهی نیست، فقط باید محکم و با اراده و با قدرت قدم برداشت … فقط باید خواست!

پستی و بلندی هایی وجود داره که زندگی #ملودی، دختر قصه ی ما رو از این رو به اون رو میکنه … دوست داره برای ادامه تحصیل به خارج از کشور بره و پیش پسرعموش … ملودی موقعی احساس میکنه تو وجودش جوونه ای از عشق نهفته که…
در ادامه داستان متوجه میشین که چی میشه! … این وسط اتفاقاتی میفته که خوندنش خالی از لطف نیست..پایان خوش.

 

قسمتی از متن رمان ملودی زندگی من :

سپهر خندید و گفت:
سپهر:عجب! هنوز از شیطنت دست برنداشتین؟
خوبه حالا صدای موزیک کر کننده نبود وگرنه هیچی نمیشنیدم.
_نه! شوخ طبعی و شیطنتت تو ذات و خونمه!
سپهر:افتخار یه دور رقص رو میدین؟!
_البته!
همون موقع هم موزیک بعدی شروع شد اونم با چه ریتمی! وای خدا الان از خند میترکم! اهنگش ریتمیک و شاد بود…
سپهر خندید و گفت:اوه اوه! من اصلا بلد نیستم با این اهنگا برقصم!پسرا بلد نیستن با این اهنگا برقصن که! مگر اینکه پسره…