نقطه سر خط، تکرار زندگی | ثمره سلیمی

نام_رمان: #نقطه_سر_خط_تکرار_زندگی

نویسنده:#ثمره_سلیمی

ژانر:#عاشقانه #اجتماعی

خلاصه رمان نقطه سر خط تکرار زندگی :

داستان در مورد دختری هست به اسم ساره که به خاطر ورشکستگی پدرش خانواده اش دچار بحران مالی میشن ، و ساره برای کمک به خانواده مجبور به کار کردن میشه . ساره یه دختر فوق العاده اجتماعی هست اما…

 

قسمتی از متن رمان نقطه سر خط تکرار زندگی :

رضا چند روزى رو مرخصی گرفته . قرار ه یکماهی من شیراز بمون تا بتون به کارام سرو سامون بدم . بعد برم تهران و رسما زندیگمون و شرو کنی
کارم که تو تهران مشخصه توى شعبه ى دیگه ى شرکتمون تو تهران کارمو ادامه میدم .

خانه آرزوها رو ه که بنی اداره میکنه البته خودم مجبورم لااقل ماهی یکبار سر بزن . البته نازى بعد از وضع حملش یه ساعتی رو به اونجا اختصاص میده . میمونه مغازه که اون باید زودتر تکلیفشتو روشتن کن . صبحها رضا خودش منو می رسونه شرکت ظهرام میاد دنبال یه ساعتی استراحت میکن و بعد میرم مغازه .

احسان وقتی خبر ازدواجمو شنید خیلی دوستانه به تبریک گفت . خوشحال که راحت با موضوع کنار اومده .
تصمیم دارم اگه بشه یه جورایی ندا و احسان و به ربط بدم . به قول شیوا
نقشه هاى شوم !! چقدر دل براش تنگ شده . خوبیش اینه که بعد از یکماه
میرم تهران و دیگه از ه دور نیستی .
امروز ساعت ۶ بود که رضتا اومد مغازه . داشتم حساب کتاب میکردم .نشست رو صندلی و زل زد بهم

– پسر خوب اینجورى حواس پرت میشه ها
– خوب بشه دوباره جمع میزنی
– نخیر اگه خراب بشه مجبورى خودت همه ى فاکتورا رو از اول جمع بزنی نگاهی به فاکتوراى تو دستت و روى میز انداخت با خنده گفت : ترجیح میدم نگات نکنن . همون موقع سرو کله ى احسان پیدا شد . و بی خبر از همه جا صاف اومد سمت من اول ماشتین حساب ، بعدم فاکتورا رو ازم
گرفت و بدون توجه به حضتور رضتا گفت : ساره بده من حساب میکن تو برو اونور این مشتتریا رو راه بنداز کچل کردن .