نوازش | دل آرا

نام رمان: #نوازش

نویسنده: #دل_آرا
ژانر: #معمایی #عاشقانه #طنز #پلیسی

خلاصه رمان نوازش:

رمان راجع‌به یه دختره… یه دختر که گذشته‌ش با دخترای دیگه خیلی فرق داره… زندگی دل‌آرا رو مردی به اسم شروین به آتیش می‌کشونه…

آتیشی که برای سال‌ها ردش روی زندگی دل‌آرا می‌مونه…

اما قراره با اومدن شهراد همه چی تغیر کنه… قراره دل‌آرا بفهمه که تو همه‌ی زندگیش داشته تقاص پس می‌داده… تقاص کارهای پدرش رو… 

بخشی از رمان نوازش:

بازم یه روز کسل کننده ی دیگه.ماشین مشکی رنگم رو جلوی در پارک کردم و ازش پیاده شدم. به سمت در رفتم. داشتم در رو باز میکردم که یکی گفت:
– ببخشید خانوم!
بیخیال به پشت سرم نگاه کردم. یه پسر که میخورد ٢٧ -٢٨ سالش باشه با یک چمدون ایستاده بود.
سرد و جدی بهش گفتم:
– بفرمایید.
با تعجب نگاهم کرد. خب حق داره. کدوم دختری این همه سرد برخورد میکنه. اخمی کرد و گفت:
– اینجا منزل خانم نازی احمدیه؟