رمان هیچکسان (جلد سوم) | sober 

نام_رمان: #هیچکسان

نویسنده: #sober

ژانر: #ترسناک #معمایی

خلاصه رمان هیچکسان جلد سوم:  

شخصیت اصلی داستان ، بهراد مثل جلد قبل با کمک جنی به اسم هاموس به مردم کمک می کنه…یه شب که بهراد داره از سر کار به خونه ش برمی گرده یه پسری رو می بینه که توی کوچه مونده و جایی نداره بره،دلش می سوره و با خودش می برش خونه.فردای اون شب مامورای آگاهی بهش خبر میدن که یه قاتل زنجیره ای دنبالشه…کمی که می گذره بهراد متوجه میشه پسری که توی خونه ش راه داده…

قسمتی از متن رمان هیچکسان جلد سوم:

سورن رفت و بعد چند دقیقه برگشت.برق رو خاموش کرد و خوابید.من که از اولش هم خوابم نمیومد…اون فیلم هم که دیدم بدتر شدم.تصمیم گرفتم چند تا سیگار بکشم شاید اینجوری خوابم ببره.یه ساعتی گذشت و من هنوز در حال سیگار کشیدن بودم.هر فکر ناجوری هم در مورد خونه و اون یارو به ذهنم خطور می کرد.اینجور که معلوم بود سورن هم بیدار بود.چون همش دنده به دنده میشد…در حالت عادی وقتی می خوابه خیلی کم حرکت می کنه.یه لحظه به حرفای سورن در مورد خونه فکر کردم.راست می گفت…باغی که دیوار به دیوار خونه م بود خیلی ترسناک به نظر می رسید.یه بار داخلش رو دیده بودم.یه خونه ی کاهگلی داخلشه …خالی از سکنه.اصلا معلوم نیست صاحبش کیه؟نگهبانی هم نداره.فقط بعضی شب ها یه چراغ توش روشن میشه که نورش از خونه ی من معلومه.

– هنوز بیداری؟

سورن – آره…البته با اجازه ت می خوام بخوابم.

– میگم به نظرت اگه یه شب که من خونه بودم اون یارو از دیوار بپره توی خونه شانسی دارم؟

سورن – اَه…به چه چیزایی فک می کنی!!! نترس نمیاد.

– از کجا می دونی؟

سورن – می دونم دیگه…

– نکنه کار خودته؟

سورن – دهنتو ببند،می خوام بخوابم.

– شوخی کردم بابا.بی جنبه.راستی الان دوربین ها روشنه؟

سورن – نه دیگه.دو تا گردن کلفت اینجا خوابیدیم،دوربین می خوایم چی کار؟

– شاید وقتی خوابیدیم بیاد…کسی چه می دونه….