پرستار من | گیسوی شب دنیا

نام_رمان#پرستار_من

نویسنده:#گیسوی_شب_دنیا

ژانر:#عاشقانه #اجتماعی

خلاصه رمان پرستار من :

دانلود رمان  پرستار من :دختری ۱۸٫٫٫٫شایدم ۱۹٫٫٫٫٫ولی خب کم سن ….فقط خودشو ……خودشو خدا …..پدرش خدا ….مادرش خدا ……تنهاییی واژه خوبی واسه توصیفشه …توصیف زندگی یگانه ….شاید بخواد این تهایی رو پر کنه …با چی ؟؟؟؟…. …درس خوندن …..کار کردن …..اما …….کار ….پرستاری …..پرستار کسی که حتی تو فکرشم تصور نمی کرد ….پرستار یه آدم ….پرستار یه مرد …..پرستار یه مرد ….همه طردش کردن …..اما یگانه …پرستار من!!!

 

قسمتی از متن رمان پرستار من :

.همه وایساده بودن بالاسرمن …یگانه خیلی بی حیایی…با بغض زل زدم به شهاب …بازومو گرفت وبلندم کرد …از روزمین پاشدم …سهند وشیوا غیب شدن خدارو شکر که نیستن .دوست نداشتم ضعفمو دربرابر شهاب بدونن…حالا دیگه مطمئن بودم فهمیدن خیلی می خوامش …شهاب نزدیک گوشم گفت :- بریم بیرون حالت جا بیاد؟!سرمو به نشونه موافقت تکون دادم …با شهاب ازساختمون زدیم بیرون …هنوزم بازوم تو دستش بود ولی اعتراض نمی کردم …آروم آروم قدم برداشتیم تا به یه صندلی وسط محوطه رسیدیم …من خودمو کشیدم به سمت صندلی شهابم وقتی دید می خوام بشینم چیزی نگفت وباهم کنارهم میشه گفت چسبیده به هم دست تو دست هم نسشتیم …

فضای این کمپ کجا واون یکی که با سهند رفتیم کجا !!!! دکتر شهاب رو به یه جایی معرفی کرده بود که ازهمه نظر مرفه بود …فضاش بزرگتر ازاونی که فکرمی کردم بود توساختمونش تمیز تر بود ودکتر پرستارا بهتر به مریضا رسیدگی می کردن …فقط مشکل اصلیش این بود که هنوزم صدای داد وفریادای مریضا توی گوش آدم زنگ می زد…!صدای شهاب رو که ازسمت چپم شنیدم سرمو چرخوندم سمتش:- تو چت شد یهو؟؟؟سرمو انداختم زیر وزیر لب گفتم :- هیچی – براهیچی اینجارو گذاشته بودی رو سرت ؟!- تو واقعا راضی شدی ترک کنی ؟!

اگه دوس نداری برمیگردیم باهم می زنیم هان ؟!با اخم نگاش کردم …من حرص می خوردم اون آروم می خندید …هنوزم ازاون بچه تخسا بود…وقتی دید بدجور اخم کردم …سرشو نزدیکم کرد وگفت :- الان باید نازکشی کنم ؟؟؟ نگاش نکردم …شایدم دوست داشتم واقعا نازمو بکشه …ولی ازحرفشم حرص می خوردم …من حرف نزدم وبازم اون گفت :- یگانه دلم ش رفت …باز این منو به اسم صدا زد …کم پیش می اومد به اسم صدام بزنه ولی وقتی ام صدام میزد تا اوج می بردم …- اگه من ترک کردم تو کارت توخونه من تمومه ؟!دلم ریخت …تازه فهمیدم داره چه خاکی تو سرم میشه …راست می گفت وقتی ترک کرد من با دوریش چه غلطی بکنم …؟!