پیچک سرمازده | نسرین جمال پور

نام_رمان: #پیچک_سرما_زده

نویسنده:نسرین_جمال_پور
ژانر: #عاشقانه #اجتماعی

خلاصه رمان پیچک سرمازده :                                              دانلود رمان پیچک سرمازده

پیچک سرما زده قصه‌ی حرف‌ها و تکه پرانی ها و دخالت های نابجای دیگران است.
وقتی حرف روی حرف جمع شود و پارویِ زندگی‌ات به دست اطرافیان بیفتد؛
باید هر لحظه منتظر طوفان و برخورد قایقت با یک صخره‌ی عظیم باشی…

سمانه دختری بیست و پنج ساله است که از وقتی خود را شناخته، با حرف مردم زندگی کرده است و هیچ خواستگاری ندارد.
زندگی سمانه، تحت سلطه‌ی زن برادرش اداره می‌شود و جرات اعتراض ندارد…
افق زندگی او آن قدر کوتاه است که هیچ امیدی برای یک زندگی روشن ندارد،
تا این که حضورِ یک مردِ نقابدار، بر دیوار خانه‌، همه چیز را برای سمانه زیرورو می‌کند…

 

قسمتی از رمان پیچک سرمازده:

دانلود رمان پیچک سرما زده

آفتاب تازه از شر ابرهای مزاحم خلاص شده بود و از لبه ی دیوار خود را بالا کشیده بود.

میلی به بیدار شدن نداشتم ،انقدر خسته بودم که اگر می شد اگر می توانستم ساعت ها روی این تخت و زیر این پتو ،می ماندم.

دلم تیر می کشید و سرم از سر و صدای بلند حاکم بر خانه ،به افنجار رسیده بود.

صدای تلویزون ،روی آخرین شماره تنظیم شده بود و اخبار صبحگاهی در فضای خانه طنین انداخته بود .

اما ازاردهنده تر ،همان صدای عصبی هر روزه بود همان گیر دادن و غر زدن های مکرر .

-بلند شو دیگه لنگ ظهر شد سمانه و بعد ،بیان جمله ی همیشگی اش!

-زن زندگی اونه که افتاب نزده ،رخت خوابش هم جمع کرده باشه .

اون وقت تو ،هنوز لنگ چایی شیرین مامانتی ؟

و حالا مامان بود که او هم پا می شد 

-خودت رو اذیت نکن مرد ،فشارت میره بالا.صبحونت رو بخور دیرت نشه ومیگم سیاوش از خدمتش دربیاد

و وقتی رد پای سیاوش در کار،رخ نمایی میکرد باید خدا به دادم میرسید…

 

بیشتر بخوانید ….