چشم های بارانی |فهیمه سلیمانی

نام رمان:#چشم_های_بارانی

نویسنده: #فهیمه_سلیمانی
ژانر:#عاشقانه

خلاصه رمان چشم های بارانی:

داستان درباره ی دختری به اسم پونه هستش که  با مادر و خواهرش پامچال در فقر و نکبت زندگی میکند مادرش هر بار به امید یافتن پشتوانه محکم با مردی ازدواج میکند ولی هر بار با شکست مواجه میشود تا اینکه….

 

قسمتی از رمان چشم های بارانی:

دختر درلباسی سرتاسر سفید روبروی پنجره ایستاد. آسمان هنوز روشن بود اما فضای داخل اتاق تاریک .ازتاریکی اتاق دلش گرفت. به دورتادور اتاق نگریست.چقدرخالی بود!آنقدرخالی وتاریک که باز دلش گرفت.
اشک درچشمانش حلقه زد. دوروزی بودکه دفترخاطراتش رو می خواند. ازهمان ابتدا تاهمین دیروز. خسته بود، آنقدرخسته بودکه دیگرسرش هم بر روی بدنش سنگینی می کرد. چندروزی بود که نخوابیده بودوچشمانش تاب مقاومت نداشتند وپلکهای سنگینش اصرار به پائین آمدن داشتند. دوست داشت برای همیشه چشمهایش را روی هم می گذاشت ودیگر هیچگاه آن را باز نمی کرد. باید به همه این سختیها وروزهای کسل کننده ویکنواخت پایان می داد. زندگی دیگر برایش ارزش ماندن نداشت . از کنار پنجره دورشد